تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢

فصل هشتم از باب هفتم در ذكر سوانح حالاتى كه در سنهء اربع « 1 » و ثمانين [ و ثمانمائه ] سمت وقوع يافت و باللّه التوفيق .

ششم محرم سنهء مذكوره را به رانكو اتفاق افتاد و خدام حضرت خلافت پناهى به لاهجان تشريف برده بودند . صورت حال معروض رفت اشارت شد كه او را همانجا به رانكو بازداشته ، حقير به زمين‌بوس برسد ، تا آنچه واقعى باشد استماع رود . برحسب فرمان همايون همچنان به تقديم رسانيده آمد . روز سه‌شنبه بيستم محرم سنهء مذكوره رآيات نصرت آيات به رانكو تشريف فرمودند و بعد از دو سه روز نزد كارگيا يحيى جان فرستادند كه اين خيال محالست و اين فكر باطل ، از اين سخن مىبايد عدول كردن . فايده‌اى نكرد و همچنان بر آن خيال بوده كه مرا الموت نمىبايد و آنجا نمىتوانم بود . مقصود كلام آنكه خوى بد و سوء ظن از جملهء جنونست و از مردم الموت كه چندين سال خدمت آبا و اجداد ايشان مىكردند و سر و مال را طفيل ايشان دانسته ، گمان‌هاى بد مىبرد و بدخوئى را شعار خود ساخته ، آنها را مىرنجانيد و خود مىرنجيد و نصيحت دوستان و مهتران خود را گوش نمىكرد و اين همه از شومى افيون بود كه تناول مىنمود و از آن بازآمدن نتوانست . فلهذا از دين و دنيا برآمد و از اين سبب اولياى دولت اين
هامش
( 1 ) - در اصل : تسع به‌جاى اربع و صحيح نيست زيرا در فصل هشتم وقايع سنهء 883 و در فصل دهم وقايع سنهء 885 را شرح داده است . قاعدة در فصل نهم بايد وقايع سال 884 را شرح داده باشد .