از قفس جسمانى طيران نموده ، بر كنگرهء ارجعى الى ربك بنشست .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، شعر :
بقا باد شه را به نيروى بخت * برو باد سرسبزى و تاج و تخت
از اين جهت ملال بسيار و حزن بيشمار روى نمود . اما چون با قضاى الهى بجز رضا چارهاى نيست و صبر را در اين محلها اصل طاعات و اعظم عبادات دانستهاند ، بنياد عزا كرده ، وعاظ و حفاظ را به ختم قرآن حاضر ساخته ، روح مطهر عم مرحوم خود را شاد گردانيده ، مراسم آن را به ابلغ وجوه انجام فرمودند . و مغفور مرحوم را بنابر وصيت كه كرده بود همانجا به گرجيان ، به موضعى كه مشهور و ملقب است به سيهسر دفن كردند ، شعر :
عروس سپهر از دل تابناك * ز طارم درافتاد بر روى خاك
و فرزند بزرگتر او شاه منصور نام از پدر عاق و از عم و بنى عم كه مهتر و مخدوم و ذوالملكند عاصى بود ، همچنانكه ، ذكر رفت ، محبوس ساخته بودند . و فرزند ديگر كه قابل و لايق رياست گرجيان باشد نبود يك نفر فرزند ديگر را كه از ساير اولاد بزرگتر بود و شاه شجاع نام داشت ، ولايت پاشيجا را به دو دادند و به انواع عنايات ملحوظ ساختند .
و روز سهشنبه بيست و چهارم ربيع الاول سنهء مزبوره ، ولايت گرجيان را به برادر ارشد خود - سلطان حسين - رجوع فرمودند و به انواع عنايات ملحوظ ساخته ، به تخت گرجيان به سلطنت بنشاندند . و چون هواى لوسن گرم بود روز دوشنبهء چهاردهم ربيع الاخر را به ييلاق نفطچاك نقل فرمودند تا روز يكشنبهء بيست هفتم جمادى الاول به لوسن اقامت فرموده ، روزى كه ذكر رفت باز به نفطچاك عودت كردند . تا روز جمعه شانزدهم جمادى الاخر