تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
مجموع را سيل از بن بركنده ، به دريا رسانيد و بسيارى از حيوانات اهلى و وحشى در آبها غرق شدند و آدميان نيز كه بى خبر از آن سيل بودند و سواحل رودخانه‌ها جا داشتند و يا خود در راه بودند . به منزل نتوانستند رسيد و غرق گشتند و مردم مسن در ولايت گيل و ديلم سيلى بدين عظيمى را نشان ندادند .
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .
از اين سبب جزوى ملالت به خاطر عاطر دريا مقاطر رسيد . اما چون اعيان مملكت و اركان دولت و مشاهير ولايت را زحمت نرسيد و به سلامت بودند ، شكر بارى عز اسمه به تقديم رسانيده ، در طاعت و عبادت كوشش نمودند . روز شنبه هشتم رجب المرجب را ، شعر :
ظفر ملازم و نصرت قرين و دولت يار * قوى به طالع فرخنده « 1 » پشت و استظهار
عازم به رانكوى مبارك شدند و به سعادت از راه پشته توجه همايون فرمودند . شب يكشنبه به قاضى كلايهء ليل اقامت فرموده . صبح روز مذكور اعيان مملكت از صغار و كبار با طبقهاى نثار ، به استقبال قيام نمودند و دعا گويان و ثناخوانان به شرف ركاب بوس مشرف شدند و آيهء
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
به زبان مىراندند . شعر :
رخشان شد از سپهر اميد اختر مراد * بشكفت در رياض امانى گل ظفر اسلام گشت خرم و آفاق پرسرور * چشم حسود كور شد و گوش خصم كر
به مراد دل به تخت رانكو به مسند عدالت بنشستند اللهمّ خلّد ملكه و ضاعف إجلاله . و مردم لاهجان از وضيع و شريف از سادات و
هامش
( 1 ) - در اصل : بطالع و خرخنده .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 418 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده