تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
آنچه رسم و آئين شاهان عادل و خسروان كامل بود ، هيچ فروگذار نفرمود . و به تعليم و تعلم هيچ فردى محتاج نبود و آفتاب صفت كه بر ذرات كاينات فياض است ، اصاغر و اكابر از فيض فضلش بهره‌مند مىشدند و در همهء ايام و ليالى بعد اداى فرايض و سنن به قرائت كلام مجيد مداومت فرمودند . شرايط كماوجب به جا آورده [ از ] حضرت واجب الوجود تعالى و تقدس صلاح ملك و ملت را مسئلت مىنمايند . و به عمال و نواب و كاركنان ديوان اشارت فرمودند كه آثار ظلم و عدوان را كه از قديم الايام رسم و عادت گيل و ديلم بود ، از صفايح دفاتر محو گردانند . و مهما امكن به طريق شرع شريف و دين حنيف با برايا كه ودايع خالق بيچون‌اند سلوك نمايند . و بعضى از عرفيات كه طرف شرعيات هم مرعى باشد به احسن وجه رعايت نمايند . اللهم خلد ملكه و ايد عصره و ضاعف اجره فى ديوان الاعمال عند الكرام الكاتبين يا رب العالمين .
بدين رواق زبرجد نوشته‌اند به زر * كه جز نكوئى اهل كرم « 1 » نخواهد ماند
و اخوان عظام را به انواع انعامات مكرم و معزز گردانيدند . و ولايت كوچسفان را به حضرت بارفعت كارگيا سلطان حسن خلد ملكه بخشيدند و منضم به حكومت لشتنشاه ساختند و در توقيع رفيع كه به نام مبارك ايشان مىنوشتند ، به منشيان بلاغت آثار امر كردند كه به خلافت محرر سازند و ساير اخوان را به انعامات اوفر مخصوص گردانيدند و بر سرير سلطنت و كامرانى به كام دل دوستان متمكن گشتند . شعر :
هامش
( 1 ) - در اصل : اهل نظر .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 416 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده