عقل داند ليك اينجا ابترست * كين كمال از حد دانش برترست
تا شد از كون موج زن درياى جود * گوهرى زينسان نيامد در وجود
اينچنين خورشيد از اوج سرير * برنيامد تا فلك دارد مسير
ايزدى سريست در ذاتش مصون * منبى از اسرار ما لا تعلمون
و اين حقير كمبضاعت شعر عنصرى را كه در مدح سلطان غازى محمود بن سبكتكين عليه الرحمه فرموده است ورد زبان و حرز جان خود ساخته مىگويد كه ، شعر :
يا ستاند يا ببندد يا گشايد يا دهد * تا جهان بركار باشد شاه را اين يادگار
آنچه بستاند ولايت آنچه بدهد خواسته * آنچه بندد دست دشمن و آنچه بگشايد حصار
و در سمام چند روزى جهت انجام مهام ، ضرورة مكث فرمودند . از تقدير سبحانى عظمت قدرته روز پنجشنبه سلخ ربيع الاخر سنهء مذكوره بنياد باران شد به نوعى كه كوه « 1 » اجرام فلكى آب شده به مقتضاى طبيعت خود رو به مركز خاك آوردند و سيلهاى عظيم از قلههاى كوه جارى شد . و جداول صغيره هريكى رودخانهاى شدند و رودخانههاى بزرگ مثل جيحون ( و ) سيحون « 2 » بل اضعاف شده به بحيرهء آبسگون « 3 » جارى گشتند و عمارات و زراعات و باغها و بساتين كه قريب به وادى رودخانهها بود ،
هامش
( 1 ) - در اصل : كوهى .
( 2 ) - در اصل : شبيخون .
( 3 ) - در اصل : آبگون .