مايهدار بياراست و توكل به عون عنايت سبحانى كرده ، متوجه رشت گشت .
و جناب باعظمت و جلال ، نظام الدّين يحيى كه انجام اين مهم منوط به رأى صواب نماى او بود ، چنان كه ذكر رفت ، او نيز لشكر لاهجان را آراسته و مهيا گردانيده ، انتظار سعيد الدّين فرخزاد مىكشيد .
فرخ زاد روز سهشنبهء پنجم رجب را در گوراب لاهجان با نظام الدّين يحيى ملاقات كرد و شب به ولايت كيسم اقامت نمود . روز چهارشنبهء ششم رجب را چون به كنار آب رسيده آمد ، عبور عساكر بجز به كشتى ميسر نشد . چون جمعى از آب بگذشتند ، فوجى از مايهدار گيلان نتوانستند از آب گذشتن . حقير مؤلف با جمعى كه از آب گذشته بودند ، بدان طرف آب چنانچه رسم است لشكر را فرودآورد به احتياط تمام تا صباح ايستاده آمد . چون روز شد سعيد الدّين فرخ زاد با بقيهء عساكر از آب بگذشت و لشكر را از حشر تا مايهدار به پشت و ديم فرود آورده شد و انتظار لشكر لاهجان و تشريف فرمودن حضرت نظام الدّين يحيى مىرفت . و باوجود لشكر رشت كه از كوچسفان تا لچه گوراب در مقابله ، صفبهصف ايستاده بودند با لشكرى كه همراه فرخ زاد بود ، آن طرف استادن دور از حزم و سردارى بود كه لشكر خصم پنج ششهزار مرد مكمل و لشكر نصرت آئين به دوهزار نمىكشيد و لشكر لاهجان نمىرسيد . اما چون عون عنايت سبحانى قرين سلطانى بود و اميره محمد را روزگار تيره شد و خذلان روى نموده بود ، هيچ چيز كه موجب دولت باشد قولا و فعلا از او به ظهور نمىرسيد .
غرض كه بعد از پنج روز ، دوشنبهء يازدهم رجب را حضرت نظام الدّين يحيى با لشكر لاهجان از آب بگذشت و به مايهدار لشكر فرخزاد فرودآمد . تا روز يكشنبهء هفدهم رجب را آنجا اقامت نمودند .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٢٩٠