حضرت اعلى غفران آثارى بود ، به اضعاف ارفع و اعلى ساختند و زمام اختيار خود را بالكل به كف كفايت او بازگذاشتند .
او نيز واقعا آنچه موجب حلال نمكى و يكجهتى بود ، نسبت با خدام حضرت سلطانى تقصير نفرمود . و از گيل و ديلم جهت حضرت سلطانى بيعت بستاند و از كسانى كه اندك نفاق ملاحظه مىكرد ، هريكى را فراخور محل و مقتضى زمان و مكان بعضى را رعايت و عنايت از حضرت سلطانى درخواه نمود و بعضى را از آن مرتبهاى كه داشتند درانداختند . و با اميره محمد رشتى به تجديد ، جهت حضرت سلطانى عهد بستاندند و سوگند دادند . و اميره محمد را نيز چنان كه ذكر رفت رياست و سلطنت فومن در سر بود ، بلامبالغه طوعا او كرها جهت ايشان عهد كرد و در مقام صداقت و محبت ظاهرا اقدام نموده ، بر آنچه با حضرت اعلى مرحومى در ميان بود به اضعاف آن به تقديم مىرسانيد .
و بعد از انقضاى دو سه ماه حضرت سلطانى ، اركان دولت را به خلعتهاى فاخر مفتخر ساخته ، از لباس سوگوارى بدرآورد و مرسوم مجموع را آنچه در ايام دولت حضرت اعلى مغفورى بود ، ضعف آن مضاعف ساخت ، و در مردمدارى و رعيتپرورى ، به اعلى مراتب قيام نمودند . و همتش دم تفوّق با بحر بيكران و سحاب درافشان مىزد .
[ بيان ] اوصاف حميده و اخلاق پسنديدهء آن حضرت را بىتكلف متعذر است . اما شمهاى از آن ، آن است كه با اخوان و اعمام و بنو اعمام و اهل قرابت ، اشفاق و مراحم بىغايت به تقديم مىرسانيد و مجموع را از آنچه در ايام دولت اعلى مغفرت پناهى داشتند ، اضافه نمود . و نواكر و خوادم را به كمرهاى زرين و سيمين كه هرگز دأب حكام گيلان نبود كه دهند بداد و بياراست و جامههاى زربفت و دستارهاى مصرى و سكندرانى مذهب با
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٢٧٠