تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

باب ششم در ذكر سلطنت و خلافت حضرت سلطانى كارگيا سلطان محمد خلد سلطانه و حالاتى چند كه در ايام دولت ايشان سمت وقوع يافت و آن مشتمل است بر چند فصل :

فصل اول از باب ششم در ذكر اوصاف حميدهء آن حضرت بارفعت و وقوع واقعات چند كه در هرباب در اوايل آن دولت صورت وقوع پذيرفت

چون در سنهء احدى و خمسين [ و ثمانمائه ] ( 851 ) آفتاب دولت حضرت اعلى غفران پناهى به مغفرت فنا آفل گشت و از افق سعادت و سلطنت پادشاهى سلطانى طالع و لامع شد ، قضا به زبان حال مىگفت كه آن شه تاج‌دار و آن سلطان كامگار و آن شهريار بختيار كه حضرت ملك جبار جهت رعايت و عنايت گيل و ديلم در پس پردهء
وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
مخفى داشت اين است كه بر متكاى سلطنت و مسند خلافت بنشاند و درر ولآلى
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
برو افشاند . نظم
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 268 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده