تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
راكب ركاب ابرش گردون صلابتست * مالك رقاب مملكت هفت كشورست داراى تاج‌بخش سكندر سعادتست * خاقان دادگستر جمشيد منظرست
در اين اثنا جناب سيد پرحلم و حيا كارگيا حسام الدين كه برادر صلبى حضرت اعلى مغفرت پناهى بود ، در هشتم محرم سنهء اثنى و خمسين [ و ثمانمائه ] ( 852 ) وفات يافت .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
و آن سيدمندرج النسب و عقيم بود و از او خلفى نماند . فلهذا آنچه بعد از اداى دين مظالم و تكفين و تجهيز ، هرچه او را بود به وصيت جهت حضرت اعلى سلطانى گفت . چون آنچنان واقعهء هايله در آن اثنا دست داد ، آنچه مراسم عزا بود كما وجب به تقديم رسانيد و به فقرا و صلحا و مستحقان هبات و صدقات دادند و وعاظ و حفاظ را به ختم قرآن و گفتن نصايح امر كردند و از مازندران و رستمدار و بيه‌پس و بيه‌پيش احبا و اصدقا كه به رسم تعزيت مىآمدند همه را به انواع اعزاز و احترام معزز و مفتخر ساخته ، به انعامات و اكرامات لايقه روانه مىساختند . و ملك او را به عمال اشارت كردند كه جهت ديوان اعلى ضبط نمايند و اموال را آنچه بعد از اداى دين مظالم مانده بود ، وقف مشهد مبارك او كردند تا ملك خريده منافع آن را صرف فقرا و مساكين كنند . و چون از آن مصيبت بيرون آمدند و رضا به قضاى الهى عز شأنه داده ، صبر فرمودند ، به ضبط و نسق حكومت و سلطنت بپرداختند . و نظام الدين يحيى را كه نايب حضرت اعلى مغفرت پناهى بود به انواع اعزاز و احترام معزز و مكرم گردانيدند و همچنان نيابت خود را حواله به رأى صواب‌نماى او كردند و پايهء مرتبهء او را از آنچه در ايام دولت
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 269 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده