تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

فصل شانزدهم « 1 » از باب پنجم در ذكر ولادت شاهزادهء جوانبخت و سلطان با تاج و تخت سلطان على ميرزا خلد اللّه ملكه و سلطانه و حالاتى چند كه در آن ايام سمت وقوع يافت .

چون حضرت اعلى از آنجا كه كمال عاطفت مشفقانهء خسروانه بود حكومت رانكو و رودسر را به فرزند ارشد اسعد جهان‌بخش جوان‌بخت اعلى حضرت سلطانى كارگيا سلطان محمد خلد اللّه سبحانه سلطانه بخشيده مسلم داشت و خود به لاهجان مبارك مقيم گشت و حضرت سلطانى به رانكو تشريف داشت از تقدير ربانى و مواهب بيكرانهء سبحانى جلت قدرته او را از دختر معصومهء مخدرهء كارگيا مير احمد مرحوم در سنهء سبع و اربعين و ثمانمائه ( 847 ) فرزندى در وجود آمد ، بيت :
از نكهت اين مژده جهان گشت منور * كارايش نو داد صبا صحن چمن را و آمد خبر از روضه كه در بزم رياحين * بر مسند خوبى بنشاندند سمن را
و از آن ولادت همايون حضرت اعلى شادكام و پرحضور گشتند و بنياد سور و سرور كردند و اهل ملك را از صغار و كبار طوى دادند و خواص را به جامه‌هاى فاخر مفتخر و سرافراز ساختند و عوام را از رشحات فيض عدل خود سيراب گردانيدند و مجموع گيل و ديلم را جام مسرت و شادكامى نوشانيدند و آن درّ درياى فتوت و گوهر برج سعادت را سلطان على ميرزا نام نهادند و بر گهواره‌اش زر و سيم نثار كردند و درر و لآلى
هامش
( 1 ) - در اصل : فصل پانزدهم .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 257 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده