تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
آنچه كرده است انتقام نمايند . بر موجب اشارت ، عساكر ظفر مآثر را پشت و ديم كرده و حشر و مايه‌دار آراسته گردانيده از راه سفيدگوران عازم طارم گشتند و شب به ييلاق اشنه و لشكرگاه نزول اجلال و حلول اقبال فرمودند و يك شب آنجا مكث كردند . از آنجا مرزبان چاك را به قدوم دولت متسعد ساختند و از آنجا به گوران دشت نهضت اقبال فرمودند و يك شب آنجا بياسودند و از آنجا كوچ كرده ، به قريهء توين درآمدند و همان روز جمعى از لشكر گيل و ديلم را همراه كياى معظم ، كيا محمد سپهسالار و لشكر رودبار همراه سپهسالار ايشان ، كيا فلك الدين ديلمى ساختند و به طرف ماهين روان كردند كه مردم طارم را ييلاق در آن موضع مىباشد تا بر آن جماعت تاخت كرده آنچه دست دهد از تاراج و تالان تقصير نكنند و بعد از آن به موكب همايون پيوندند و از قريهء توين كه سوار شدند به پايهء قلعهء اندچين « 1 » رفتند و آن قلعه را تفرج كردند . و واقعا آن عمارت در محل عجب بر سر سنگى كه اطرافش متصل به هيچ‌جا نيست ، مىباشد . و پيرامون آن قلعه آب نيست . مگر در قلعه كه حياضى پر از آب مىباشد مقصود كه چون به پاى قلعه رسيدند و قلعه را تفرج كردند ، آن روز بغايت گرم بود . كوتوال قلعه سفرهء نانى و كوزهء آبى بيرون فرستاد و عذر بسيار بخواست . چون از آنجا بازگشتند ، دو سه نفر پياده ، از حرارت آفتاب و نبودن آب ، هلاك گشتند . جهد نمودند و به موضعى كه مشهور است به باغ شمس به كنار آب شه‌رود فرودآمدند و آن موضع را مضرب خيام اقبال گردانيدند . و از آنجا به قريهء لوشان من قرى طارم كه مسكن و موطن
هامش
( 1 ) - اندجن بكسر الدال و الجيم و نون قلعة كبيرة مشهورة من ناحية جبال قزوين من اعمال الطرم . ( معجم البلدان ) .