هنگامى كه سيد نصير الدين به گرجيان درآمد ، سيد على آملى ، كسى را به خدمت او فرستاد و از گذشتهها عذر خواست و از او يارى جست . سيد نصير الدين كه به همين قصد آمده بود ، او را يارى كرد و با سيد عبد العظيم كه در جنگل آمل در ناحيهء ميانرود ياغى شده بود ، يكى شدند و به راه افتادند .
سيد قوام الدين ( ثانى ) - حاكم آمل - خبر شد . به سيد مرتضى نوشت كه اگر خود به مقابله مىآئيد بجاست و اگرنه مرا تاب مقاومت نيست . سيد مرتضى سوار شد و شب بعد به آمل رسيد .
سيد نصير الدين و همراهان كه خبر آمدن سيد مرتضى را شنيدند ، از لب دريا به فرىكنار روى آوردند . در موضع « وازيه مال » دو لشكر به هم آويخت .
شكست بر سيد نصير الدين و همراهانش افتاد . سيد عبد العظيم باز به جنگل آمل رفت و سيد على آملى به زاغسرا آمد و سيد نصير الدين به گرجيان روى آورد .
چون به واجك رسيد فرزند كهتر او - سيد عبد الحى - كه در واجك بود ، فوت شد و در همانجا به خاك سپرده شد . اطراف گور او بعدها قبرستان بزرگى شد .
سيد نصير الدين پنج شش روز در واجك بماند . سپس بنهء خود را برداشت و با اهل و عيال در صفر سال 824 قمرى به رودسر آمد و در خدمت امير سيد محمد روزگار مىگذرانيد « 1 » .
اوايل سال 833 سيد نصير الدين ، به عنوان رسالت از طرف امير سيد محمد به لاهجان رفت تا با سيد حسين كيا حاكم آنجا گفتگو كند و كدورتى كه در ميان بود رفع كند . كدورت اينان از اينجا سرچشمه گرفته بود كه سيد يحيى پسر سيد حسين كيا ، دختر امير سيد محمد را به زنى داشت و با او رفتارى پسنديده نمىكرد . سيد نصير الدين روى به لاهجان آورد . سيد حسين كيا او را استقبال كرد . فردا پس از اينكه صفآرائى كردند و بزرگان لاهجان را به جاى مناسب فرودآوردند ، سيد
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 348 و 349 .