تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
[ مى ] فرمود اين شعر در بقاى دولت او مىخواند . كه ، شعر :
تا هرسحر ز كوكبهء شاه اختران * پيدا شود لطافت اين قصر زرنگار بادا ستاره جيش جهان‌گير ذات تو * از شرق تا به غرب جهان آفتاب‌وار « 1 »
چون خاطر از جانب مردم ديلم و ديلمستان به كلى آسوده گشت ، به تعمير ولايت رانكو و شكور اقدام نمودند . چون عمارات اميران ناصرود همچو ايام دولت ايشان بىثبات و بنياد و از چوب و گل ساخته بودند ، مجموع صورت انهدام پذيرفته بود . و در شكور خود از ساختهء هزار اسپى چيزى نبود و آنچه بود در آن انقلاب منهدم گشته و ويران شده بود . بفرمودند تا بنايان ماهر بر سر كار آيند و در رانكو طرح قصرى بغايت خوب « 2 » فرمود انداختند « 3 » و از آجر و صاروج بساختند و بعد از آن خانه‌ها و جايها كه محل فرودآوردن ايلچيان و مهمانان باشد ، هم از آجر و صاروج تمام كردند . و طويله‌هاى اسبان و استران ، بعضى از سنگ و گل و بعضى را از خشت به اتمام رسانيدند . و غماى مجموع را به سفالوى سرخ بپوشانيدند و به سر گوراب بالا ، بنياد مسجدى عالى كردند و ستونها و چوبهاى آن را از ناحيهء سىجيران ، چوب صنوبر بفرمود آوردن كه آن چوبها در روزگار دراز مىماند و به سنگ خارا برابرى مىكند . و موضع و مسكن خلابران و گوراب سفلاى رانكو ، قبل از آن طرف مشرق ساحل و وادى وليسارود بود و موضعى كه اكنون گوراب و خلابران [ را ] مقام است برنجار و مزارع مردم مىبود . آنجا را خشك فرمودند ساختن و درختها بر گرداگرد
هامش
( 1 ) - اين دو بيت در ص 129 نيز آمده است . ( 2 ) - در اصل : خوبى . ( 3 ) - در اصل : انداختن .