تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
آن ملك به دعاى دولت ابد پيوندش مشغول گشتند ، جهت مزارع عموم اهالى رانكو دو جوى عظيم از رودخانهء پلام رود حفر كردند يكى قريب به دامن كوه و بر دره‌اى كه در آن ما بين مانع گذر آب بود سد محكمى « 1 » بفرمودند بستند و جرى آن آب را به مزارع مردم آن ديار رسانيدند و شيب آن جو ، جوى ديگر برداشته آب را به رودخانهء گوارود رسانيدند ، و بر آن رودخانه سدى بسته از آنجا بگذرانيدند و به رودخانهء وليسارود آوردند و تقسيم آب نموده ، به وجه كفاف آب را به قرائى كه در سواحل بحر واقع است رسانيدند . و مردم آن ديار و مزارعان آن مقام را از آن با بهره و نصيب ساختند و اهالى مملكت رانكو به يمن عاطفت آن حضرت و عدلش كه بر عدالت نوشيروان سبق برده بود ، آسوده و مرفه الحال مىگفتند كه بيت :
مىگرفت آرام ضيغم پيش از آن و بود عدل * شد بدور عدل تو آرام بر ضيغم حرام
و بعد از آن در تعمير فرضهء هوسم كه اكنون مشهور است به رودسر اقدام نمودند كه از آن ايام كه هوسم ويران گشته بود ، كسى چنان كه شرط است ، به عمارت آن قيام ننمود . چون آفتاب دولت سيادت قبابى پرتو سعادت و اقبال بر اهالى آن ملك انداخت ، اكثر اهالى آن ملك را خط ترخانى دادند و از تكاليف ديوانى محفوظ و مصون گردانيده ، بجز آنكه خرج دستور مقرّرى « 2 » مىدادند و با هيچ كس غيرى را كارى نبود و آن نيز آنچه سابقا مىستاندند از ده تنگه هشت تنگه فرمود تا بستانند . چون آوازهء عدل و رأفت او به اطراف عالم منتشر گشت ، از جوانب مردم رجوع بر آن ديار امن‌آباد نهادند . به تخصيص از فرضه - هاى مازندران كشتىبانان بسيار بدانجا آمده ، كشتيهاى بزرگ بنياد كرده ،
هامش
( 1 ) - در اصل : سدى محكمى . ( 2 ) - در اصل : دستورى مقرّرى .