تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 18

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٨
گاهى در نام افراد ، هنگامى كه بايد اضافه به نام پدر باشد ، نام پدر را مقدم مىكند . در اين موارد ، درك نسبت را بسيار مشكل كرده است . نظير : سيا محمد حاجى محمد ( ص 170 ) يعنى حاجى محمد پسر سيامحمد - بازى كياى محمد كيا ( ص 80 و 91 ) يعنى محمد كياى پسر بازىكيا - سيد حسن كياى سيد حيدر كيا ( ص 96 ) يعنى سيد حيدر كيا پسر سيد حسن كيا ، و موارد ديگر . 2 - براى بيان كارى در زمان حال و حين انجام آن ، جملات را با كلمهء مركب « اينست كه » تركيب مىكند . بدين‌گونه : اينست كه مىآيم ( ص 243 ) - اينست كه به گوراب درآمد ( ص 254 ) و با جمعى اينست كه روانه است ( ص 341 ) و موارد ديگر . گاهى براى بيان اين معنى ، فعل را به صورت حالت فاعلى آورده است . نظير : و سادات را از رشت نقل كرده ، با تكبير و صلوات و ختم قرآن و فقرا و مساكين را صدقات و هبات به نيّت ارواح مطهرهء سادات كرام تقسيم نمايان به لاهجان درآوردند . ( ص 95 ) . 3 - تكرار ضمير فاعلى به جاى به‌كار بردن ضمير مشترك خود . امروز نيز در لهجهء گيلكى اين ضمير را همان‌گونه به كار برند . نظير : ما را از حصهء موروثى ما محروم ساخت ( ص 102 ) . 4 - به‌كار بردن علامت مفعول صريح در مواردى كه امروز مستعمل نيست . نظير : موجب قتل او ا نوشته آمد ( ص 100 ) . 5 - گاهى تركيبات غلط در كتاب ديده مىشود . نظير : دشوار العبور ( ص 92 ) .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 18 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده