تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 16

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٦
سيصد من ابريشم و صد خروار قماش سكندرانى از اميره دباج ستانده خلاص داد ( ص 98 ) قرار شد پانصد من ابريشم بابت سيد حسين كيا به سيد يحيى كيا بدهند . ( ص 117 ) پنجاه خروار ابريشم به وزن تبريز ( ص 366 ) چهل خروار ابريشم شصت منى به وزن تبريز فرستاده‌اند ( ص 376 ) . * آنجا كه سخن از پارچه و لباس در ميان است ، به نكاتى برمىخوريم كه بسيار قابل دقت و بررسى است . پوستين‌هاى كيش با ابره‌هاى زربفت ( ص 271 ) . « نواكر و خوادم را به كمرهاى زرين و سيمين كه هرگز دأب حكام گيلان نبود كه دهند بداد و بياراست و جامه‌هاى زربفت و دستارهاى مصرى و سكندرانى مذهب با تكمه‌هاى طلا ببخشيد . و زين و لجام اسبان را به دستور عراق و خراسان بفرمود ساختن و از دستور گيل درانداختند . و اكثر خاصگيان را اسبهاى تازى با زين‌ها و لجامهاى زرين و سيمين ببخشيد و كسانى كه سابقا هرگز شمشير آهنين در ميان خود نديدند ، كمرهاى سيمين در ايام دولت او در ميان بستند و هرگز دستار سياه‌هندى نداشتند كه بر سر بندند ، به دستارهاى مذهب سرافراز گشتند » ( ص 270 و 271 ) . * گيلانيان هنگام برخورد يا خداحافظى « روز بدهاد » مىگفتند ( ص 217 و 406 و 440 ) . * گيلانيان به دختر ميراث نمىدادند و اميران از هركس عروسى مىكرد پولى به نام « زن‌زر » مىستاندند ( ص 415 ) . * اهالى كوه و دشت در اين زمان بيشتر زيدى مذهب‌اند . در چند مورد در اين كتاب يادى از اين مذهب شده است ( ص 18 - 27 - 38 - 41 - 111 ) امام هدى ناصر كبير نيز زيدى مذهب بود ( ص 132 ) يك‌بار از مذهب امامى ( ص 18 ) و يك‌بار از نقل مذهب ( ص 177 ) سخن به ميان آمده است . * سپه‌سالاران گيلان به دستور قديم و سنت سابق پيش از ورود به ميدان جنگ
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 16 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده