نرسيد بازگشت .
فصل پنجم از باب سيوم در ذكر قيد سيد هادى كيا و فرستادن به لاهجان
چون كارگيا مير سيد محمد به شاهان گوراب رسيد ، ديد كه سيد هادى كيا نشسته است و جمعى به محافظت مشغولند . از اسب فرودآمد و سلام كرد و گفت هرچند بىادبى است ، اما شما گفتهايد كه ملك عقيم است و هركه تواند ضبط كردن تقصير نبايد كردن . ما نيز جهت ضبط ملك موروثى خود آنچه مقدور بود كوشيديم و مىكوشيم . اكنون به سعادت سوار شويد تا به رانكو رويم و سوار ساخته به رانكو آوردند . و يك شب در خدمت بوده ، صباح را به لاهجان روان ساختند .
چون سيد حسين كيا را معلوم كردند كه سيد هادى كيا را مىآرند ، سوار شده ، استقبال نمود . و وظايف احترام به تقديم رسانيد و روزى چند بازداشته ، سوگند دادند و عهد فرمودند كه باز طمع ملك برادر - زادهها نكند و به ملك موروثى خود قانع باشد . و اسب و خلعت بخشيده ، رخصت انصراف فرمودند . چون به رانكو تشريف فرمود ، كارگيا امير سيد محمد نيز آنچه وظايف احترام بود به تقديم رسانيده ، روانهء تنكابن گردانيد . و بعد از آن كارگيا حسين كيا به لاهجان و كارگيا مير سيد [ محمد ] به رانكو متمكن گشتند . و روز بروز آثار دولت و كامرانى و سلطنت و شادكامى صورت تضاعف « 1 » مىپذيرفت . به تخصيص سعادت دو جهانى حضرت سيادت و خلافت پناهى كارگيا مير سيد محمد به ذروهء
هامش
( 1 ) - در اصل : صورتى تضاعف .