فصل چهارم از باب سيوم در ذكر درآمدن كارگيا مير سيد محمد به رانكو و به مسند حكومت رانكو نشستن و هجوم سيد هادى كيا بر او و صورت حالاتى « 1 » كه در آن ما بين واقع شد .
چون سيد هادى كيا و فرزند او سيد محمد كيا از رانكو بيرون رفتند ، كارگيا امير سيد [ محمد ] به رانكو آمد و به مقر سلطنت موروثى خود قرار گرفت . و چون سيد هادى كيا از سياكلهرود بدر رفت ، بهادر على به سياكلهرود رفته ، به همان سپاهى تل دشت كه توملج سد بسته و پرچين كرده و قلعه ساخته بود ، باز همچنان استوارى كرده ، چند نفر از متجندهء رانكو را بدانجا بازداشت . و اميره سيد محمد نزد او بفرستاد و تسلى بسيار داد و وعدههاى نيك فرمود و او را به عنايت خود مستظهر ساخت و فرمود كه ضبط سياهكلهرود و ولايت گزارود و پلو رودبار تعلق به كفايت تو دارد بايد كه در آن باب مساعى جميله به تقديم رسانيده ، هميشه واقف احوال سيد هادى كياى تنكابنى باشى .
و سيد هادى كيا در تنكابن لشكر خود را جمع كرد و شبيخون را آماده گشت و به صوب رانكو بتاخت . قضا را آن روز بهادر على بدان سرحد حاضر نبود . و چون بدان قلعهء سپاهى تل دشت رسيد ، مردمى كه آنجا بودند ، اندك محاربهاى كرده ، فرار نمودند . سيد هادى كيا از آنجا بگذشت و سوى رانكو مىراند .
چون اين خبر به كارگيا مير سيد [ محمد ] رسيد ، رانكو را بگذاشت و به ناحيهء بجارپس به قريه نمكابجار تشريف فرمود و كارگيا
هامش
( 1 ) - در اصل : صورتى حالاتى .