خواجههاى « 1 » لاهجان مشورت كردند كه اداى آن به چه نوع ميسر است .
مجموع گفتند كه ما را سر و مال فداى شما است ، زحمتى كه سيد كشيده است و آنچه خرج كرده ، اداى آن بر ذمت ما است . و دو روز از لاهجان و تيمجان نسق ابريشم كرده ، به سيد تاج الدين رسانيدند و فرزندان سيد مشار اليه به سبب خدمت پسنديدهاى كه از جد ايشان در وجود آمده بود ، الى يومنا هذه همچنان معزز و مكرماند . جزاى حسن عمل بر ذمت ارباب دول كه باشد يقين كه نتيجهء خوب مىدهد .
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ .
فصل بيست يكم از باب دوم در ذكر توجه نمودن امامت پناهى به نفس مبارك جهت تسخير شكور و حالاتى كه در آن زمان واقع گشت .
چون سيد مهدى كيا به مقر سلطنت خود به رانكو تشريف مىبردند ، اشارت شد كه در يرق لشكر باش كه انشاء اللّه متوجه دفع كيا ملك مىگرديم . چون يك سال از آن برآمد و اسباب لشكر مهيا گرديد ، به سعادت سوار شده و اصحاب و اعيان و اولاد و اخوان در ركاب همايون بوده ، متوجه شكور گشتند .
كيا ملك موافقان خود را جمع كرده از لوسن نتوانست بيرون آيد ، همانجا محاربه را آماده گشت . چون لشكر نصرت آئين بديشان رسيدند ، اندك محاربهاى واقع گشت و كيا ملك بگريخت و به الموت رفت .
و چون خداوند محمد ملحد او را التفات نكرد ، از آنجا به رستمدار رفت و از آنجا خود را به اردوى همايون صاحب قران اعظم امير تيمور نور قبره
هامش
( 1 ) - در اصل : بخواجهاى .