تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
بر آن خواهند بود يا [ خواهند ] خلاف عهد و قرار خود نمود ، چون رودبارين هنوز در تحت تصرف كيا ملك است و بالكل از آن ديار مخرج نگشته است ، وظيفه آنكه ضبط ولايت شكور به يمن اهتمام آن برادر انجام‌پذير گردد ، تا ببينم كه احوال خداوند محمد چيست ، و چون معلوم كند كه شكور در تحت تصرف آن برادر است ، اگر به صدق نيّت و خلوص طويت توبه كرده باشد ، يقين كه به جهت اين معنى از آن عدول نخواهد نمود . و اگر آنچه گفته است زبانى باشد ، نه قلبى هم عنقريب ظاهر خواهد گشت . خداوند محمد را تسلى بدهند كه چون رود بارين مسخر فرمان شود ، بر همان قرار كه كرديم اقدام خواهد رفت . چون قاصد مبارك نفس ، مكتوب امامت پناهى را رسانيد و بر مضمون آن وقوف يافتند و صورت حال را به اصحاب و اعيان باز نمودند ، مجموع به تهنيت آن رطب اللسان و عذب البيان گشتند و نثارها كردند و خداوند محمد را به وعده‌هاى مذكور مىخواستند مستمال گردانند . چون خباثت طبعش به اخلاق حميده مبدل نگشته بود و آنچه به ظاهر مىگفت ، باطنا به خلاف آن در خاطر داشت ، شبى از شبها بگذاشت و بگريخت و به الموت نزد كيا ملك رفت و صورت اين حال و تسخير ملك شكور نوبت اول در سنهء ست و سبعين و سبعمائه بود . چون محمد ملحد به الموت نزد كيا ملك هزار اسبى رفت ، كياى مشار اليه با او عهد كرد كه اگر باز شكور به تحت تصرف او درآيد ، الموت را به تو مسلم دارم . و ملاحدهء الموت و لمسر چون محمد ملحد را آنجا ديدند ، به اعتقاد فاسدى كه با او داشتند ، به دو جمع شدند [ و ] به اتفاق كيا ملك متوجه شكور گشتند . چون سيد مهدى كيا از آن حال واقف گشت ، لشكر گيلان را