تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
گرديده ، مشام اميد حيوانات بىزبان بوئى از آن نمىشنود . دليران جنگ‌جو را از غايت گرسنگى چنان دست و پا از حركت افتاده بود كه قادر بر تردد نبودند ، تا باجراى آلات حرب چه رسد و مبارزان تندخو را از كمال بىقوتى چنان بىقوتى روى داده بود كه قدرت بر حركت نداشتند ، تا از استعمال ادوات طعن و ضرب چه آيد ؟ القصه كار اردوى خان و سركردگان بپريشانى و بىسر و سامانى رسيد ، اركان تاب و توانشان به كلى متزلزل گرديد . بس با خود قرار دادند و بناى كار خود در آن نهادند كه جميع دواب اردو را با بعضى از لشكر بصوب بلوك اردكان كه حصول آذوقه به آن مكان گمان مىرفت فرستند ، كه شايد مشتى قوت كه قوتى حاصل شود بچنگ آورده ، از بيم هلاك رهائى يابند . بمرتبهء ده دوازده هزار دواب باركش تعيين و دو هزار لشكريان را به آنها قرين و روانه نمودند . حضرت گيتىپناهى بانهاى اخلاص كيشان از حقيقت حال آگاهى يافتند . شيخعلى خان را با بعضى از هزبران معركه‌آرا و گروهى از شيران بيشهء وغا بر سر راه آنها تعيين و مقرر فرمودند كه در هرجا به آن جماعت تلاقى نمايند از در مجادله درآمده و ميان آن فرقه و مقصود حايل آيند . شيخعلى خان برحسب فرموده راه مقصود را ( پيموده ) ، نخستين در قريهء موسوم بجويم بابو القاسم خان نسقچى باشى محمد حسن خان كه با دويست سيصد سوار چند اول بنهء مذكور بود برخورده ، با سهل وجهى خان مزبور را با اعوان او اسير و مقيد ، روانهء حضور داور گردون سرير ، در محل ديگر مسمى بپل دوزخ با لشكريان مستحفظين دواب ملاقات و از طرفين حمله‌ور گرديده ، باندك داروگيرى شيخعلى خان و بهادران رستم نشان بر آن گروه پريشان غالب و قبل از آنكه مطاياى آمال ايشان از تحصيل آذوقه گران بار شود بجميع دواب و اغنام و عساكر و اسب و يراق و اسباب طمطراق و آلات يساق را گرفته ، بدرگاه عرش رواق خديو آفاق ايصال و الحاق نمودند . بندگان كشور پناهى بشكرانهء اين عطيه كه فى الحقيقه از جملهء فتوحات عظمى بود جميع دواب و غنايم را بدليران ظفر هم عنان