رعد كوس بغريد و ناى رزم بناليد ، از ضرب تيغهاى فولاداندام بسيار از روئينتنان چاك و پيكر يلان آتشينخوار از آب تيغ بهادران رزمجو در رهگذر باد پايان خاك شد . بعد از كر و فر بسيار نخستين بار شكست بر سپاه سواران محمد حسن خان افتاد . افواج كثيرى عنان بصوب وادى فرار گشادند . محمد حسن خان با معدودى از سواران اقربا و نزديكان بر سر افواج پياده ايستاده ، در آن حين شهباز خان دنبلى كه از اعاظم سرداران آزاد خان بود با افواج توابع خويش راه قلب سپاه محمد حسن خان از پيش گرفته ، تا بمشار اليه ملحق و متفق گشت . اين معنى موجب شكست اركان دولت و كسر قوايم صولت آزاد خان گرديده ، از ميدان جنگ مضمار نام و ننگ رخت سلامت بيرون كشيده ، بطريق فرار مرحلهنورد جوانب اكراد يزيدى و به لباس شد . محمد حسن خان بعد از برگريزان شجرهء دولت و خزان بوستان آزاد خان مراجعت بارومى و فتحعلى خان افشار و ساير سرخيلان سپاه آزاد خان مأيوس و هبوط كوكب بخت او قرين ندم و افسوس گشت وسايط به جهت مصالحه بميدان انداخته ، نيز بحضور شتافته ، سمت ملازمت دريافتند . چون يوسف خان هوتكى از جانب آزاد خان از براى موافقت وسايل ساخته مقاليد قلعه را تسليم و عزيمت طرفدارى آن دولت را تصميم نموده ، محمد حسن خان از جماعت افغان فوجى سوار ملتزم موكب خويش و تتمه را با خانه و كوچ و اموال و اثقال بسركردگى يوسف خان مزبور روانهء مازندران و امر بتوطن و توقف نموده و از آنجا متوجه اعمال گنجه و قراباغ گشته و در قلعهء شيشه كه در تصرف پناه خان جوانشير بود تاختن آورد . ليكن كارى از پيش نبرده ، مراجعت و فتحعلى خان افشار و شهباز خان دنبلى و بعضى اعيان آذربايجان را مصحوب خود ساخته ، رايت عزيمت بصوب عراق و دار السلطنهء اصفهان افراخت . چون دار المؤمنين كاشان محل نزول و متوقف خيول او شد شيخعلى خان زند و معدودى از عساكر فيروزمند كه بفرمان قهرمان عدوبند در اصفهان توقف داشته نظر بكثرت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٦٠