و ديبار ابر افراشت و نقاش صنيع با قلم ناميه بر ورق خاك و صفحهء مغاك نقشهاى بديع و صورتهاى غريب بنگاشت . افغان زاغ و زغن كه در فصل بهمن در عرصهء باغ و چمن زلزلهافكن در برخاستن نغمهاى چكاوك و هزار فرونشست و شيرازهء لشكرهاى دى از صولت تهاجم سپاه بهار و هجوم عسكر گلهاى آذار از هم گسست . حصون حصين باغ و بستان و قلاع متين گلشن و گلستان بضريت خوشگوار بىدريغ برق بهاران مفتوح گشت . حضرت ظل الله لشكرپناه در دار العلم شيراز ممهد بساط سرور و نشاط و ناظم آلات فرح و انبساط گرديده ، از تجرع رحايق گل رنگ ريحانى و تمتع اقداح عقيقگون اغوانى داد بهجت و كامرانى داده ، ابواب خزاين و قفال دفاين را بمفتاح جود و كرم و مقلاد لطف و نعم بر روى طبقات امم و اصناف اهل عالم گشادند .
جيب و دامان صغير و كبير از سيم و زر غيرت معدن و كان و آستين و گريبان برنا و پير از عقود گوهر و مرجان رشك قلزم و عمان شد .
بعد از انقضاى محفل عيد سعيد شيخعلى خان زند و فوجى از بهادران زند دشمنگير عدوبند را مأمور بدار السلطنهء اصفهان و منصوب بتنظيم امور عراق فرموده ، روانه نمودند . خود بدولت و اقبال عازم تسخير كوه گيلويه و تنبيه وحشىصفتان بهايم كيش و روباه و شان خديعت انديش الوار كه اهالى آن ديار و غولات جبال و كوهسارند گرديده ، مراحل محل مزبور باقدام برقپويگان بادخرام يعنى آهوان دشتنورد تيزگام نورديده ، مواكب نصرة كواكب بخارج شهربند بهبهان كه اعظم امصار كوه گيلويه است نزول و قلعهء مزبور محصور و نقطهوار مركز دايرهء سپاه منصور شد و باوجود آنكه آن ولايت از جملهء گرمسيرات آتشين هوا و غيرتافزاى كوه در حدت گرماست كه در ايام تموز كه نسيم صبا چون كانون پرسوز و باد شمال شرارهريز آتش افروز بود در اطراف قلعهء مذكور منزل و بالاخره لشكر ظفر اثر و شمايل بجدار و ديوار قلعه شامل و آن حصن حصين را كه رفعت بروجشن انيف سماك و فراز كنگرهاش حليف افلاك بود مفتوح ساخته ، وكلاى سركار معدلتمدار امور كوه گيلويه بر وفق عدالت و رعيت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٥٨