و ضعيف در حضرت فلك رديف و در درگاه جهانيان مطيف اجتماع نموده ، از شرايف الطاف و جلايل اعطاف آن جناب هريك بحظى وافر منجلى شدند . از اهتزاز نسيم مروت و فتوت آن جناب گلهاى حصول مرام و رياحين وصول مراد در سرا بوستان احوال همگى شكافت و تحريك صباى مرحمت و شفقت خس و خار جور و بيداد از گلشن سراى حال جمهور رفت . جهان پير ديگر بار جوانى يافت و گردون گردنده از شيوهء قديم خويش يعنى آزردن دلهاى ريش رخ برتافت .
از سوانح حيرتافزا اينكه در ايام توقف اصفهان چريك گرمسيرى و تفنگچيان فراسى كه ملازم موكب مسعود و معسكر نصرةنمود بودند در محوطهء شهر اصفهان آغاز عصيان كرده ، رو بوادى طغيان آوردند و همگى در محلهاى جمعيت نمودند و بام خانها را سنگر و دست بتفنگ اندازى گشودند . حضرت ظل الله گيتىپناه افواج سپاه ظفر همراه را دستهبدسته همراه ، به اطراف محلات كه محل جمعيت آنها بود تعيين و لشكر فتح آئين نيز برفراز بلنديها برآمده و اطراف بامها را سنگر كرده ، شور نشور در قصور اعتصام آنها پديد و آتش آشوب و غوغا و شعنهء فتنه و بلا باوج چرخ و الا رسيد . چندى در شهر اين فتنه در كار و در كوى و محله اين غوغا گرم و از طرفين گير و دار در كار بود . تا بالاخره برهنمونى خرد خرده بين و دلالت عقل صلاحگزين برؤساى آن حضرت فلك رفعت توسل و برحمت و رفقت قهرمان قدر قدرت توكل كرده ، روى نياز بدرگاه جهانطراز آوردند . در چنين هنگامى كه لشكر اين گونه فساد و مملكت را فتور كلى در بنياد بهم رسيده و قضاى جان آشوب حادث گرديده بود خبر رسيد كه محمد حسن خان با سپاه گران و لشكر بىپايان از الكاى مازندران حركت و بجانب عراق نهضت و تصميم عزيمت نموده است .
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٥٠