تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مرتفع واقع و در حين قضايا دخول بيگانه را فى الجمله مانع و صدمت يورش را به قدر امكان دافعست پناه برده ، شهر لار را با جميع سكان فروگذاشت . اهل شهر اولياى دولت قاهره را بتحت فرمان قضا مظاهره درآمده ، اركان و اعيان بتقبيل آستان كروبيان مكان شتافتند و از جبهه‌سائى عتبهء عليه شرف سرافرازى و رتبهء سربلندى حقيقى و مجازى و فيض مباهات ميان فارسى و تازى يافتند . نارين قلعهء لار كه از ارتفاع جدار اليف سماك و خليف افلاك بود و بر فرازش آتش ديدبان را از جرم كيوان كس فرق نمىتوانست نمود اردوى جهان‌گشا را نقطهء بسيط و محاط و محيط گشته ، دو سه دفعه نواير جدال فىمابين اشتعال و اسباب فتح و ظفر بچاكران آستان سدره مثال انتقال يافته ، نصير خان كه مردى فرزانه و صاحب تدابير عاقلانه بود چون آثار غلبه از جانب خديو كشور اقبال و علامت ضعف در ظاهر و باطن احوال خويش ملاحظه نمود در مقام اصلاح و ابواب تدبير را درصدد افتتاح برآمده ، واسطهء امناى خويش معروض راى معدلت كيش گردانيد كه : اين بندهء ديرينه به علت اينكه تا به حال از زيارت آستان سدره مثال تقاعد ورزيده و تاكنون در سلك جان‌سپاران سدهء گردون نمون منخرط نگرديده منفعل و سرافگنده و خجلت‌زده و شرمنده است ، اگر خديو كشورگشاى اقبال از ترك محاصره برين چاكران اخلاص مآل منت نهند و فدويان جان‌سپار را فرمان مراجعت دهند اين اخلاص‌مند از بيم غلط و انديشه مطمئن و خرسند گرديده ، هنجار دربار عرش وقار را بپاى اميد نور ديده ، در هرجا و هرمكان كه فرمان واجب - الاذعان شرف صدور يابد بعز بساط بوسى محفل ارم مشاكل مستسعد و بساط خدمت‌گزارى بعنايت الله العزيز البارى ممهد شود . چون در آن زمان هنگام حدت هوا و غايت گرما و نوايب افروختگى كوه و صحرا و فضاى گرمسير چون عرصهء كرهء اثير سوزنده و هواى آن ولايت چون آه سوزان از تاب هوا فروزنده‌تر بود اهالى اردوى نصرةپرور را كه اكثر پرودهء هواى سرد و خوكردهء برف و برد بودند توطن و توقف در آن زمين پرتف ممكن نمىبود و حضرت جم قدر كسرى
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 48 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى