تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
شان نظر باينكه امور كليه در پيش و ارادهء كشورگيرى مكنون خطر صلاح انديش بنصير خان ايفا و بعهد او اكتفا فرموده ، پيشكش‌هاى مرسوله را قبول و مطالب مشار اليه را قرين انجاح مامول و لوازم لطف و عنايت دربارهء او معمول فرمودند . اردوى گيتىگشا بامر خديو كشورآرا در طريق مراجعت مرحله‌نورد كوه و صحرا و در مناهج شيراز راه‌پيما شدند . در مباركترين ساعتى از ساعت اعلام گردون درجات بدان ملك عديم البديل انتقال و تحويل يافته ، ساحت آن خطهء بهشت عديل از سعادت موكب جلال صاحب مرتبهء جليل و اشفاق خاطر خطير شامل حال عزيز و ذليل گشت .

ذكر ورود موكب مسعود باصفهان و طغيان جماعت گرمسيرى در آن خطهء فردوس‌نشان

چون آزاد خان را مسموع و اخبار صحيحه از اطراف بجانب او مرفوع شده بود كه خديو رستم نبرد بهمن مصاف از سفر لار انصراف و در آستان ملايك مطاف لشكرهاى فراوان از جهات و اطراف اجتماع و سپاه بىكران خالى از گزاف در حضرت آسمان شان سايه نشين اكناف و عازم سفر عراق و بر آن عزم جازم ، در تدارك يساق مىباشند و كذلك از جانب دار المرز مازندران درخصوص استعداد محمد حسن خان و عزيمت او به حركت اخبار صحيحه شنيده و در نزد او بتواتر رسيده بود از آنجا كه مشار اليه از جانب قهرمانان عدوبند بهادران زند انديشمند و ناخرسند بود و كيف كه در ميان دو بحر سركش و دو درياى آتش توقف تواند نمود ، صلاح خود را در حركت بصوب آذربايجان ديد و عنان عزيمت بدان صوب منعطف و زمام توجه بدان جانب منصرف گردانيد . قهرمان كشور لطف و مرحمت بمقتضاى عزيمت خاطر و الا همت از دار العلم شيراز حركت و رايت فتح آيت بجانب اصفهان و از فيض قدوم با سعادت و مقدم لازم - المسرت ساحت وسيع المساحت اصفهان بهشت‌برين را غيرت و رشك فرماى ارم و جنت گشت . وضيع و شريف ، نافرواليف ، قوى