ظفر شعار گشته ، آن گروه شقاوتپژوه جريده و سباى بجانب طهران گريزان شدند و آن حضرت با نيل مرام و حصول كام بر سرير دارائى و فرمانروائى موروث جلوس كرده ، سكه و خطبه بنام ناميش جريان يافت .
نظم
دشمن آتشپرست بادپيما را بگو : * خاك بر سر كن كه آب رفته بازآمد بجو
وقايع سال مسرت آغاز اندوه انجام اودئيل مطابق سنه 1208
عصر روز پنجشنبهء هفدهم شهر شعبان اعظم خسرو فلك سرير انجم حشم يعنى نير اعظم بتنبيه سركشان دى و بهمن مصمم ، از دار الملك حوت بتختگاه حمل رخش سعادت و شرف تاخت و سپهدار ابر آذارى بشقهگشائى نسيم بهارى در ساحت گلشن رايت اقتدار بر افراخت و فراش قوهء ناميهء نفس نباتى به حكم مالك الملك قضا منهزمان صولت سرما را بپايهء سرير خديو بهار حاضر ساخت و شهسوار كشور اعتدال بلشكركشى جنود شهريار فرمانفرماى اقليم شتا را كه بدستيارى جنود برف و يخ بشهرستان گلشن استيلا يافته از ملك هستى اخراج بشعلهء آتش فنا گداخت و بامر سلطان نافذ الفرمان قواى ربيعى يغماگر باد صبا بنهب و اسر شهر بهمن دست تطاول گشوده ، حاكم شهر دى را كه در ممالك گلزار و بوستان مبسوط اليد و نافذ الفرمان و بانى مبانى طغيان و باعث اختلال اوضاع گلستان بود بامر قهرمان طبيعت باتمام كارش پرداخت . اهتزاز رياح بهارى و رشحات سحابآذارى بملاحظهء قابليت مادهء اشجار را خلاع مشجر بوتهدار در برو غاشيهء بندگى خسرو فريدونفر فروردين بر دوش انداخت . مجلس جشن و عيش در سرابوستان گلشن فراهم آمده و مطربان خوش الحان هزار دستان و عكه و سار بنواى موسيقار سرايان و نواخوان گشته ، اوقات را بعشرت و شادمانى بسر مىبردند ، در خلال اين حال خبر ورود موكب حضرت جهانبانى بدار الامان كرمان و حكمرانى آن ثغور و