اول همان شب بنابر قواعد و لوازم لشكركشى حركت را بر سكون ترجيح داده ، روانهء نيريز و از آنجا هنگام طليعهء صبح عنان عزيمت بصوب ابرقوه معطوف داشته ، يك شب در آنجا اطراق و مقارن طلوع آفتاب بارهء درياگذار را بصوب خراسان سبك عنان فرموده ، از راه يزد با سواران خراسانى و معدودى از ايلات و بنى اعمام و اقوام مرحله پيماى مقصود گرديدند و در منزل چهارده من اعمال طبس مير حسن خان با استعداد و احتشام كامل باستقبال آمده ، باعزاز و اكرام تمام آن حضرت را داخل شهر طبس و چند روز آنجا را محل توقف قرار داده ، مير حسن خان بنابر ببعضى توهمات و تخيلات نفسانى بودن آن حضرت را در طبس منافى و مباين صلاح خود دانسته ، اظهار نمود كه : تيمور شاه افغان در هرات و قندهار مقتدر و نافذ الفرمانست و ملاقات و امداد آن جناب را طالب و ابتزاغ ملك موروثى را از ديد متصرفين بغايت راغبست . چنان كه در دفعهء سابق كه موكب مسعود وارد اين حدود گرديد بعد از انعطاف عنان بصوب فارس كه تيمور شاه ازين معنى مستحضر گشته ، در مقام جستجوى اين مطلب برآمده ، اعلام داشت كه : بايست ايشان مرحلهپيماى اين سامان گردند . لهذا اصلح باحوال آن جناب اينست كه عطف عنان بصوب قندهار فرمايند . چون صورت توهمات و تخيلات باطنى مير حسن خان در آئينهء وجدان آن جناب منطبع و مشهود بود ناچار قرار برفتن قندهار داده ، از طبس عازم آن ديار گشته ، بعد از ورود بحدود قاين خبر رسيد كه تيمور شاه دار فانى را بدرود كرده ، بعالم بقا شتافت . حضرت جهانبان از استماع اين خبر فسخ عزيمت قندهار و چند روز در قاين اقامت اختيار نموده ، مير على خان قاينى و مير علم خان ولد مشار اليه لازمهء خدمتگزارى به عمل مىآوردند .
بيان توجه موكب جهانبانى بصوب كرمان حسب الاستدعاى طوايف سيستانى و افغان بمشيت خالق انس و جان
در اثناى اين حال فرستادگان محمد خان ولد اعظم خان افغان و جهانگير خان ولد محمد حسين خان سيستانى ساكن نرماشير و بم من اعمال كرمان كه از قديمى خدمتان اين دودمان و هريك صاحب جمعيت