بنى اعمام و قليلى از ايلات و اقوام عنان عزيمت را بصوب كرمان تافته و از آنجا بارض اقدس خراسان شتافته ، قلعهء طبس را بنابر مراسم ارادت كيشى مير حسن خان بجهة مأمن و مسكن اختيار و چندگاهى بود كه محل و مكان در آنجا برقرار داشتند . از تخريب قلعهء مزبور و ساير وقايع كماهى آگاهى بهم رسانيده ، وقت را مقتضى و مناسب و بخت را موافق و مراقب شمرده ، با جمعيت خود بانضمام فوجى از سواران طبسى توسن عزم بجانب شيراز سبك عنان و گرمجولان ساخته ، در هنگام ورود بخارج شهر يزد كه منجمله منازل عرض راه بود علينقى خان ولد محمد تقى خان يزدى با جمعيت شايان بجهة انسداد طرايق بر سر راه آمده ، فىمابين محاربه واقع و شكست و انهزام كامل او را روى داده ، با جمعى كثير از اتباعش عرضهء تيغ آبدار و جمى غفير بقيد اسار گرفتار آمده ، بقية السيف
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ »
مرحلهپيماى وادى فرار و دلاوران زند سمند جلادت را سبك عنان ساخته ، تا سه فرسنگ بتعاقب آنها ايلغار نموده ، اموال و اسباب بسيار كسب آن هژبران عرصهء پيكار گشته ، مظفر و منصور بجانب مقصود روان و در اواسط ماه صفر وارد سامان فارس شده ، ابرقوه را تصرف و باصدار ارقام مطاعه هواخواهان دولت را خصوصا و اهالى بلوكات را عموما از ورود بدار السعادهء ابرقوه اخبار نموده ، ايلاتى كه تا آن زمان منزوى هرگوشه و كنار و مختفى زواياى بلاد و امصار مىبودند بنابر آوازهء توجه موكب فوج هريك فارس فرس جلادت و مظهر آثار شجاعت گشته ، فوج فوج وارد ابرقوه و بمراسم خدمتگزارى قيام مىنمودند . در عرض مدت بيست يوم جمعيتى فراهم آمده ، حضرت جهانبانى نصر الله خان عم خود را محافظت قلعهء ابرقوه مأمور و در اوايل ماه ربيع الاول بصوب بوانات عنان عزيمت را معطوف داشته و از آنجا بجانب اصطهبانات و خير شتافته و قلعجات آن سامان را بدون نزاع و جدال به تصرف در آورده ، بجز اهالى قصبهء نيريز كه از در مخالفت درآمده ، باشارهء