تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
دخول بقلعه و دروازه اشتعال ورزيدند . كه در آن ظلمت ليل با سپاهى بسان سيل از سيستانى و افغان و ساير غازيان و دلاوران از سمت ديگر با تخته پل و نردبان بپاى حصار وارد و دامن مردمى را بكمر همت استوار نموده ، بپاى عزم متين عروج بر معارج شرفات آن حصار و صعود بر مصاعد درجات آن ديار نموده ، هرقدر مستحفظين بشليك تفنگ و انداختن سنگ راه دخول بر آن فوج برق نزول تنگ مىنمودند ايشان قطره‌ريزى دهان تفنگ را قطرات ابر بهارى و رشحات سحاب آذارى انگاشته ، رو برنمىتافتند . تا به زور بازوى دليرى و قوت سعى سرپنجهء شيرگيرى بروج و باروى آن ديار را به تصرف درآورده ، نظارگيان فلك از مشاهدهء آن حال گويان به اين قال بودند : ابيات
عزمش گره كمان گشايد * حزمش رصد زمان گشايد با قوت عزم او عجب نيست * گر چنبر آسمان گشايد هرعقدهء جوز هركه مه داشت * رمحش بسر سنان گشايد بندد دم كژدم فلك را * زان نيزهء ما رسان گشايد هرعقده كه روزگار بندد * دست شه كامران گشايد خضر الهامى كه چون سكندر * لشكر كشد و جهان گشايد حصنيست فلك دوازده چرخ * كاقبال خدايگان گشايد در گرد مصاف روى نصرة * شاهنشه جم نشان گشايد
ابراهيم خان آقاى قاجار و محمد حسين خان قراگوزلو و عبد الرحيم خان ولد محمد تقى خان يزدى كه حسب الاشارهء امناى دولت آقا محمد خان در دار الامان كرمان بودند از ملاحظهء صورت اين حال بقلعهء ارگ كه يك سمت آن بخارج شهر اتصال داشت تحصن جسته ، آن شب و روز را خوددارى و شب ديگر كلا فرارى و متوارى گرديده ، عبد الله خان عم آن جناب كه در مراسم سپه‌دارى ثانى افراسياب بود بتعاقب فراريان مأمور و تا ده دوازده فرسنگ عقب ايشان ايلغار نموده ، تمامى اسباب و بنهء آن جماعت خذلان آثار كسب غازيان