تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
شايانست جمعى از خويش و بيگانه با او متفق الرأى و همداستان ، ممانعت ايشان و فسخ عزيمتشان در حيز امكان نيست . مگر آنكه اعوان و انصار او را انحراف راى حاصل ، كه باعث اختلاف فىمابين و موجب اختلال اوضاع جانبين شود و بدين واسطه اساس فرارش مختل و بناى حركتش معطل ماند . بناء عليه اخوان حاج مزبور را بفسون و حيل راهزن گشته ، در هنگامى كه تفنگچيان دشتى و دشتستان مسلح مكمل و در اطراف عمارات مباركات شاهى كه كوچ و بنهء او متوقف بودند سلك جمعيت خود را منسلك ساخته كه بالاتفاق راه‌نورد بوادى فرار و شقاق گرديده ، بصوب مقصود شتابند به قدر دو سه هزار تفنگچى شيرازى را غفلة محمد حسين خان برادر حاج مزبور گماشته كه اطراف ميدانهاى درب خانه را گرفته و بر بامها بالا رفته ، چنانچه اهالى دشتستان از جاى خود حركت و اظهار حيات نمايند ايشان را هدف تير بلا سازند . اهالى دشتستان بعد از ملاحظهء اين داستان مضطرب الخاطر گشته ، مشوشانه و بىاختيار در حركت آمده ، كه از اطراف بامها تفنگچيان دست درآورده ، بيك مرتبه سنگ بر آن قوم گمراه باريده و روز روشن را بر ايشان مانند شب سياه ساخته ، اجامر و اوباشى كه در آن حول و حوش مىبودند نيز دست تطاول گشاده ، جماعت مزبور چون عرصه را تنگ يافته دريافت نمودند كه چنانچه دست از پا خطا نمايند صغيرا و كبيرا هدف تير بلا خواهند بود . بنائا عليه تسليم را بر دفاع ترجيح داده ، تا آنكه اجامر و اوباشى كه حضور بهم رسانيده بودند برودوش آن جماعت را از لباس و سلاح عارى ساختند . حاج مشار اليه چون به اين مطلب راضى نبود و بدون اختيار اين رفتار از برادرانش سر زده بود ناچار خود را تسليم نموده ، تا آنكه معركهء كارزار و فساد گير و دار فرونشسته ، بنا بتلبيساتى كه از لوازم ذات او بود سركردگان آن گروه را احضار و باظهار عذرخواهى و عدم اطلاع ازين معنى برائت ذمه حاصل نموده ، تسلىبخش قلوب آن جراحت رسيدگان