هان اى دل عبرتبين از ديده نظر كن هان * ايوان مداين را آئينه عبرت دان
گهگه به زبان اشك آواز ده ايوان را * تا بو كه به گوش دل پاسخ شنوى از جان
دندانهء هرقصرى پندى دهدت نونو * پند سر دندانه بشنو ز سر دندان
گويد كه تو از خاكى ما خاك توأيم اكنون * گامى دو سه بر ما نه اشكى دو سه هم بفشان
از نوحهء جغد الحق مائيم به درد سر * از ديده گلابى كن درد سر ما بنشان
آرى چه عجب دارى كاندر چمن گيتى * جغدست پى بلبل نوحه است پى الحان
ما بارگه داديم اين رفته ستم بر ما * بر قصر ستمگاران گوئى چه رسد خذلان ؟
گوئى كه نگون كرده است ايوان فلكوش را * حكم فلك گردون يا حكم فلكگردان
بر ديدهء من خندى كاينجا ز چه مىگريم ؟ * گريند بر آن ديده كاينجا نشود گريان
و كوچ و آقا اسد الله ولد او را روانه بصوب قزوين ساختند . در چهاردهم محرم الحرام سنهء 1208 كه از تقديم و تنظيم مهام مسطوره فراغ حاصل گرديد حاجى مردود را با ساير عمال فارس مرخص بصوب شيراز و خود عطف عنان بجانب طهران نمود .
بيان توجه موكب جهانبانى از طبس بصوب فارس و وقايع آن سال محنت اساس بتقدير خالق ناس
چون خبر انهدام قلعهء شيراز به اطراف انتشار و حركت اردوى آقا محمد خان باكناف اشتهار يافت حضرت جهانبانى كه بعد از شب شبيخون و جلوه نكردن شاهد مقصود از نواحى ابرج با معدودى از