ذيل آقا محمد رضا
بسم الله الرحمن الرحيم
ذكر تتمه احوال خير مآل لطفعلى خان زند سعادتمند تأليف مرحوم آقا محمد رضاى شيرازى
آقا محمد خان در پانزدهم محرم علم شهامت بجانب طهران برافراخت و بگرم كردن آرايش بزم آسايش در فصل خريف و شتا پرداخت . حاجى غدار را چون بعد از مراجعت اردو بصوب شيراز از آقا محمد خان رعبى در دل حاصل شده بود ثانيا ادراك حضور او را مايل نبود . لاجرم صورت عزم فرار در لوح ضميرش نقش پذير و با اصدقاى سفهاى خود در مقام مشاوره و تدبير برآمده ، فرار از آقا محمد خان را متفق الرأى گرديدند . چون زوجهء آن نادان از اهالى دشتى و دشتستان و عبور از آن سامان در نظر خيالش اقرب بامان مىبود قرارداد چنين نمود كه بمعاونت و معاضدت اهالى آن حدود كسان و منسوبان خويش را با دولت و مكنتى كه فراهم آورده بود برداشته و خود را بكنار دريابار رسانيده ، بملك هندوستان شتابند . فارسيانى كه با آن خباثت مبانى در خيانت به حضرت جهانبانى اتفاق ورزيده بودند ازين معنى آگاهى رسانيده ، مضطرب حال گرديدند كه در صورت وقوع اين مطلب از مؤاخذهء آقا محمد خانى چگونه برآئيم و باوجود حضرت جهانبانى و عدم قلعهاى چسان آسايش نمائيم ؟ بعد از مشاوره با يكديگر صلاح حال و مصلحت احوال را در فسخ عزيمت حاجى غدار ديدند . از جمله ميرزا جانى فسائى كه از كبر سن الف قامتش دال گشته و در السنه و افواه مشهور بفسادى و كنكاش فساد و فتنه را مبادى بود نقش تزوير را بر لوح ضمير چنين تصوير نمود كه : چون حاجى را استعداد و احتشامى