تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
دست كشيدن بهادران را از جنك برجعت خديو با فرهنگ محمول داشته ، پاى ثبات و قرار افشردند . بهرصورت جناب آقا محمد خان چون از كيفيت احوال و توقف حضرت جمشيد خصال در كنار اردو و قلت جمعيت آن حضرت اطلاع يافته ، هفت هشت هزار سوار كه باقى مانده بودند برداشته ، بعزم مجادله از اردو بيرون آمدند . حضرت كسرى مرتبت چون از امور وقوف يافتند نظر بپريشانى جمعيت خويش توقف را موقوف و عطف عنان عزيمت بجانب مرودشت فرمودند . بعد از ورود به محل مزبور ماندن در آن حدود را صلاح نديده ، كوچ و اموال و بنه و اثقال سپاه جلادت اشتمال را برداشته ، روانهء كرمان شدند . راقم حروف چون در آن اوان در سلك ملتزمان آقا محمد خان منسلك و منتظم بود در شب مزبور حضور داشت . بعزت الله الملك الآفاق آنچه نگاشتهء خامهء صداقت اتفاق گرديده خالى از اغراقست . در وقتى كه جناب آقا محمد خان از توقف آن حضرت با هزار سوار اطلاع حاصل و بعزم مقابلهء اين شهسوار دريادل سوار مىگرديدند خسرو باذل در كنار اردو بر پشت بارگى سبك‌پوى ايستاده بودند و مسافت نيم فرسنگ نمىنموده احدى را ياراى آن نبود كه تواند از حد خويش پاى فراتر نهد . مختصر كلام : جناب آقا محمد خان تا كنار اردوى خويش اشهب سبك‌سير را عنان و زياده بر آن قدم عزيمت نگشادند . حضرت كسرى معدلت در نهايت آرام و كمال وقار روانهء مقصود گرديدند . اگرچه در شبيخون حضرت كاوس‌فر روح كيخسرو را شاد و رستم دستان را دور از نهاد برآوردند ، اما جناب آقا محمد خان نيز پادارى و ثبات قدم را به جائى رسانيدند كه نام افراسياب از صفحهء عالم محو شد . بهر جهت جناب آقا محمد خان يك روز در منزل مزبور توقف نمودند و اسبابى و دوابى كه در شب اهل اردو از يك‌ديگر غارت و نهب نموده بودند استرداد و به صاحبانش رسانيده ، از آنجا روانهء دار الملك شيراز و بتاريخ هجدهم شهر شوال المكرم وارد آن خطهء ارم نظم