تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
نمود و در باغات مباركات خاقانى غنود . چون چند يوم از ورودش بگذشت در شبى سياه‌تر از زلف مشكين خوبان و تيره‌تر از شام هجران نواب جهانبانى قدرى سوار برداشته ، بنفس نفيس باردوش يورش برده ، سلك جمعيتش را پريشان فرمودند . در اثناى آن حال جمعى از ايلات ما فى و نانكلى كه از روز نخست با حاجى مزبور ساغركش نمك ناشناسى گرديده بودند با يك‌ديگر ممهد شدند كه حاجى را مقتول و خدمت مزبور را شفيع گناهان خود ساخته ، روى نياز بآستان خديو دشمن‌گداز دوست‌نواز كه ملجا و پناه هرمردود و مقبولست آورند . حاجى از ارادهء ايشان مطلع و همگى را مأمور ببلوك بيضا نمود و جماعت مزبور روى باردوى نصرة دستور نهادند .

ذكر ورود آقا محمد خان قاجار ببلوك ابرج و شبيخون زدن لشكر پرخاشگر باردوى وى

جواد خوش‌خرام خامهء خجسته فرجام در ميدان صفحه بدين نهج تيزگام مىگردد كه : چون حاجى غدار و سرداران سپاه قاجار خويشتن را در تنگناى قلعه و حصار گرفتار و از بستن در و نشستن در شهرى درى بر روى خود باز و آمدى به كار نديدند و بعضى از قلعگيان را نيز در مقام شقاق و ضميرشان را مايل نفاق يافتند بگرد چاره‌جوئى شتافتند . آخر الامر چنين قرار دادند كه احدى را باستدعاى موكب جلالت كوكب آقا محمد خان بجانب عراق روانه و جنابش را بسوى الكاى فارس دعوت نمايند . بنابرآن عرايض چند بوكلاى آن سركار نگاشتهء خامهء تأكيد و مذيل برين مطلب ساختند كه : رعيت و سپاه در تنگناى قلعه پريشان و تباه و در هوس شاهراه اميد جوياى وصول موكب جلالت‌پناه مىباشند . چنانچه طاير عزم جناح استعجال بجانب اين ملك ارم تمثال نگشايد و سمند جهان‌نورد همت بطريق سرعت مراحل صوب فارس را نپيمايد اساسى كه چيده شد بدست سعى و اجتهاد اهل عناد برچيده خواهد شد . چون عرايض مزبور معروض راى وكلاى دولت آقا محمد خان گرديد و در آن هنگام
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 367 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى