مأمن عافيت خود ساخته ، آرميدند . نواب جوزا ركاب با شوكت كيخسرو و افراسياب در خارج قصبه قباب بارگاه توقف را بذروهء ماه و آفتاب برافراشتند و مركز آن قلعه را دايرهآسا محيط شدند . هرچند دلاوران بهرامكين در كمين نشستند كه بلكه قلعگيان پاى جلادت از حصار بيرون و دست مبارزت گشايند ميسر نگرديد . بعد از يك دو روز خديو جهانپناه بهادران قلعهگشا را بيورش مأمور ساختند .
رايضان مضمار نام و ننگ مانند نجوم بر جوم كه از كرهء افلاك بمركز خاك آهنگ مينمايند روى به شهر نهادند و در يورش اول قلعهء مزبور مسخر شيران بيشهء جدل گرديد . شمشير انتقام از نيام كشيده ، روى زمين را از خون معاندين لعلفام ساختند . آنان كه دل باستظهار حصار بسته ، در پس ديوار معارضه نشسته بودند از نهيب رماح فتاح مجاهدان اين موكب جلال شغالآسا در كنج زوايا و بيغولهاى شهر متوارى ميگرديدند . مبارزين ركاب ظفر قرين هركرا يافتند از دست اجل امان نيافت و هركرا كه پيدا كردند در زير خاك پنهان شد ، از بسيارى خستگان و افتادگان پشت گاو زمين خم شد و از خون كشتگان تأثرى نم گرفت . در آن شهر هنگامهاى روى داد كه ياد از روز محشر و نشان از فزع اكبر ميداد . چون خورشيد جهاننورد قرين غروب و افول و تاريكى شب نور بصر را از مشاهدهء محسوسات معزول ساخت بقية السيف كه متوارى زواياى خمول بودند حصار شب را مأمن عافيت ساخته ، بجانب شيراز راهنورد نشيب و فراز شدند . نهايت قريب به دو سه هزار نفر اسير و اسب و شمشيرشان نصيب غازيان دلير گرديد .
رضا قلى خان كازرونى برهنمونى كفران نعمت در قيد خسار و بوار گرفتار و بگزلك حكم جهانبان منصور ديدهاش از لباس بينائى عور گرديد . ولدش نيز از جام انتقام همان زهر نوشيده ، چشم اميد از مشاهدهء بينائى پوشيده ، نواب جوزا ركاب از قصبهء كازرون بطالعى ميمون و بختى همايون نهضت و بيك حركت خود را بقريهء جويم سه فرسنگى شيراز رسانيده ، ده يوم در قريهء مزبور توقف و از آنجا وارد مسجد بردى بگرديدند و مسجد مزبور را از قدوم فرخنده لزوم مسجود
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٣٥٤