و در حصن عافيتخوارى آرميدند . نواب جهانپناه و خديو فلك دستگاه هردسته را برابر دروازهاى معين و هرفرقه را در محاذات ركنى مشخص جا داده ، بلوازم محاصره اشتغال و راه عبور و طريق مرور بر جاسوسان صبا و دبور مجال نماند . مأمورين معسكر ظفر پرور بنحو مقرر اطراف شهربند و محيط آن قلعهء گردون مانند سنگرهاى متين و سيبههاى رفيع پايه اساس نهاده ، بنوعى در لوازم محاصره بازوى مجاهده گشادند كه پيك نهان گرد انديشه را از هيچ طرف راه دخول مقدور و جلادت شيم جاسوس جهاننورد فكر را از هيچ مدخل ممر مرور ميسور نبود . مختصر كلام : بعرض داراى جم غلام رسيده كه محمد خان و عبد الله خان ولدان نصير خان نامى از اقوام خود سپرده ، بجهة جمعآورى سپاه و لشكر روى بجانب دشت و در نهاوند . چون چند يوم از نزول معسكر نصرة شمول گذشت هردو برادر از دو جانب با سپاه بىكران روى بمعسكر همايون و اردوى سپهر نمون نهادند .
نواب جهانبانى فوجى را باستقبال محمد خان و دستهاى را بمقابلهء عبد الله خان مأمور فرمودند . مأمورين بنحو مقرر سر راه بر آن دو برادر گرفته ، هر دو را منكوب و مخذول و مراجعت باردوى خيول نمودند . محمد على خان چون كار صاحبان قلعه را چنان ديد از در فرمانبرى درآمده ، روى نياز بآستان سپهر طراز آوريد و مقاليد قلعه را بخدام آستان والامقام سپرد و نواب جهانبانى با فتح و كامرانى مراجعت بارض فيض مبانى و از عتبهبوسى پدر والاگهر قرين شادمانى گرديدند .
سال فرخنده فال پيچىئيل خيريت دليل مطابق سنهء هزار و دويست و دو هجرى
باد شبگيرى نسيم آورد باز از جويبار * ابرآذارى علم افراخت باز از كوهسار