تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
جيوش پرخاش‌خو را از اطراف اربعهء قلعه بيورش مأمور ساختند . از آن جانب امير محمد خان در پشت حصار با تفنگچيان آتشبار هنگامهء رزم را گرم نموده ، بازوى جلادت گشوده ، بهرجهة گردان طرفين بباد حملهاى متواتر و ضرب گلولهاى شهاب مانند پىدرپى آتش حرب و پيكار تيز كردند . بهادران جانبين بفغان و شيون آواز كرناى و فرياد روئين دراى نمودار روز رستاخيز را آشكار ساختند . سفير گلوله و تير از شش جهة پيغام مرگ به گوش برنا و پير مىرسانيد . سنان زبان طعن بسوى مردان لشكرشكن دراز مىگردانيد و زمين از اشتعال نواير گير و دار در گداز آمد . محمد خان ولد نصير خان لارى كه حسب الامر آن زيبندهء مسند جهاندارى مأمور بحراست سپه و سنگر بود عمدا مركز خود را خالى ساخته ، با تفنگچيان لارى بجانب لار فرارى شدند . سپاه جلادت پناه فرار آن روسياه را حمل بر شكست داراى اسكندر حشمت نموده و اين معنى علاوهء تنگى آذوقه و فقدان و فقر گرديده ، بيك بار روى از ميدان گير و دار برتافته ، سلك آن جمعيت و سپاه پريشانى يافته ، هريك رخ بجانبى نهادند . خديو ارجمند وقتى خبردار گرديدند كه احدى از سپاهيان بجز معدودى از غلامان خاصه در موكب جلال و ركاب سعادت منوال باقى نمانده بود . پس لاعلاج عنان‌گشاى سمند صبا رفتار و بجانب دار الملك راه نورد بوادى رفقار شدند .

بيان محاربهء مير محمد خان با جعفر قلى قاجار در براهان من اعمال دار السلطنه اصفهان و وقايع آن

هزاردستان خوش‌بيان گلستان حكايت و طوطى شيرين‌زبان شكرستان روايت بدين‌گونه آغاز قصه‌پردازى و بدين شيوه بنياد فسانه‌سازى مىسازد كه : امير محمد خان را از شكست لشكر پرخاشخر اسباب شوكت و اثاثهء دولت درست گرديد و در آن فتح عظيم ابواب كامرانى بر رويش مفتوح و صيت جلالتش در اطراف و اقطار منتشر گرديد و از وقوع اتفاق بغايت مقتدر و كلاه گوشهء عظمتش بذروهء