گردون مراكب حاضر گرديدند . رايات جلال پس از اجتماع جنود جلادت اشتمال بفيروزى و اقبال بجانب دار العباد مزبور فلكفرسا و هيونان همايون بهادران سعادتنمون بسوى خطهء مذكور مرحلهپيما شدند . چون محال ابرقوه مخيم خيام فلك شكوه و عرصهء آن ولايت مطرح اشعهء انوار ماهچهء رايت نصرةپژوه گرديد خديو ارجمند محمد خان زند را با فوجى از دلاوران فيروزمند پيشرو جيوش بحر خروش و روانهء دار العباد مزبور فرمودند . مشار اليه حسب المقرر وارد ظاهر يزد و اطراف شهر را مركزوار در ميان گرفته ، سدهاى متين استوار و سنگرهاى رزين پايدار نهاده ، آرميدند . تقى خان چون غازيان جنگجو و بهادران پلنگخو را در امر محاصره رضا و ساعى ديد خود را با كوچ و بنه بنارين قلعه كشيد و از امير محمد خان طبسى مستدعى اعانت و استمداد گرديد . حضرت كسرى معدلت نيز بعد از چند روز بنهء فيروز را در برابر ابرقوه گذارده ، الويهء جلال بمعاونت محمد خان شقهء ميمنت گشودند . بعد از ورود به آن حدود طريق چاره را از شش جهة بر روى تقى خان مسدود و راه آمد و شد بالمره مفقود فرمودند . چون در نواحى يزد محل زراعت و مكان فلاحت ندارد و آذوقهء آن ولايت از سمت فارس و كرمان و اصفهان نقل مىشود و در اطراف شهر به قدر پر كاه گياه نمىرويد حضرت جهانپناهى مقرر فرمودند كه سيورسات غازيان از سامان فارس حملونقل اردوى گردون مماثل گردد و ضابطان و كلانتر بوانات و ابرقوه حسب الامر خديو سكندر شكوه سيورسات مقرر را به قدر امكان باردوى معلى مىرسانيدند . ليكن كفاف نمىنمود . به اين جهة آذوقه در معسكر و الا نقصان گرفت . بتخصيص فقدان عليق الدواب به جائى رسيد كه ستوران بىنوا كاه را جز در انبار كاهكشان مشاهده نمىنمودند و چارپايان بىدست و پا بوى جو را جز از خرمن سنبله نمىشنودند . به اين علت اهل اردو را كار بجان رسيد . در خلال آن حال امير محمد خان نيز بمعاونت يزديان وارد قلعه گرديد . خديو معدلتپرور
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٣٠١