كلام : جماعت مزبور را تنبيه كامل نموده ، بحضور سعات دستور شرفيابى حاصل ساخت . خديو آفاق مدت سه ماه در قصبهء كازرون قشلاق فرموده ، از آنجا روانهء قصبهء بهبهان گرديدند و ورود بقصبهء مزبور دور و نزديك از ترك و تاجيك روى نياز بآستان سپهر طراز آوردند . از تعمير مبانى عدلش عرصهء آن ولايت معمور و از پرتو آفتاب جهانتاب مروتش ساحت آن مملكت پرنور و باران سياستش نواير فتن و فتور را منطفى و صرصر قهرش خس و خار شر و شور را از گلستان آن مرزوبوم بالكليه پرداخت . چون شيخ غضبان بنى كعب پيوسته در مصطبهء مخالفت ساغر نافرمانى مىكشيد و گونهء شاهد بندگى را به ناخن بغى و عصيان مىخراشيد حضرت جهانپناهى محمد خان و عبد الله خان را با فوجى از دلاوران منصور از دو طرف بتاخت و تاراج كمين مشار اليه و چپاول اعراب بنى كعب مأمور فرمودند . مأمورين حسب المقرر بر سر آن طايفه چپاول انداخته ، گوسفند و ماديان بسيار بدست آورده بپايهء سرير خلافت مسير خاقانى مراجعت نمودند و بعضى از طوايف بختيارى نيز از طريق فرمانبرى و مسلك خدمتگزارى بيرون رفته ، بشوامخ جبال رفيعه و شواهق قلاع منيعه و انسداد مسالك خدمتگزارى را بر آن مضيقه مستظهر گرديده ، سر بسركشى برآورده بودند بسرپنجهء شهامت شيران آجام نبرد و چنگال جلادت پلنگان كوهنورد گوشمال كاملى يافته ، حلقهء اطاعت در گوش كشيدند .
وقايع سال فرخنده فال قوىئيل خيريت دليل مطابق سنهء هزار و دويست و يك هجرى و كيفيت آن
يوم چهارشنبهء غرهء جمادى الاخره موسم بهار و فصل شكفتگى شكوفه و ازهار در رسيد و شاطر قوهء ناميه گردن و گوش عروسان گلزار و بر و دوش شاهدان شاخسار را بزيورهاى زهرا و حلهاى خضرا آرايش نمود . عروس زيباروى مهر خاورى و شاهد صبيح - الوجه كاخ نيلوفرى از حجلهسراى مشترى قدم بر تخت فيروزبخت