تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
عبور مقدور و بجز از همان يك راه باريك مرور ميسور نميبود . الغرض : محمد طاهر خان از جر گذشته ، صحرانورد طريق استراباد گشته و در خارج قلعهء شهر بار نزول گشاده ، خيام رفيع و سراپردهء منبع را زيب‌بخش رخسار ماه و مهر و پرده‌پوش روى سپهر نمودند . يكى از اهالى مازندران بدولت‌خواهى آقا محمد خان برنجش خاطرى كه از بدرفتارى و ميزبان آزارى ميهمان نورسيده بهم رسانيده بود با جمعى تفنگچى معبر دقيق و طريق مضيق جر را گرفته ، فرو نشست و راه ذخيره و آذوقه را كه هر روزه از مازندران حمل استراباد ميشد بربست . به آن سبب آذوقه در اردوى محمد طاهر خان ناپديد و قحط قبيح حادث گرديد . تركمان و يموت كه با استراباد همسايه و در چنين بازارها مردم آنولايت را نيكو ترين همسايه‌اند از جوانب بيشه و جنگل و اطراف جبال و وحل كه جملگى اراضى آنمحل به آن مشتملست هجوم نموده ، بنياد تركتاز و در نواحى اردو غارتگرى آغاز و درهاى چاره را بر روى محمد طاهر خان فراز كردند . چون آن لشكر قوت اثر از شدت تنگى به كلى ضعيف گرديده و بجهة امور مذكوره غايت پريشانى بسپاه رسيد روزى آقا محمد خان با فوجى از انصار و اعوان از استراباد روى محمد طاهر خان فراز كردند . چون آن لشكر قوت اثر از شدت تنگى به كلى ضعيف گرديده و بجهة امور مذكوره غايت پريشانى بسپاه رسيد روزى آقا محمد خان با فوجى از انصار و اعوان از استراباد روى بيرون و حملهء قوى به آن قوم پريشان ضعيف آوردند و لشكريان را پاى ثبات و سكون از جاى و قوت و توان از دست و پاى رفته ، تفرقگى در جمعيت آنها راه يافت و هركس حيران و سرگردان بسوئى شتافت . تركمانيه بر آن قوم شيرازه گسيخته ريخته و قاجاريه نيز با لشكر گريخته درآويخته و پريشان شدند . محمد طاهر خان با فوجى از عظماء و رؤساى سپاه بقيد اسر درآمدند . محمد طاهر خان بامر آقا محمد خان و خون دو نفر خالو زاده كه در شيراز بامر على مراد خان بخونشان نشانده بود عرصهء تيغ گشته ، بشمشير درگذشت . چون شيخ ويس خان فوجى از جنود نزد خود را بجهة استحفاظ و نگهبانى جر و تنقيه آن تنگ معبر به آن بر و بوم فرستاده بود خبر قضيهء مذكوره در سر جر به آنها رسيده ،