تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
و صرفهء خود را در درنگ نديد . عنان بجانب استراباد پيچيد . شيخ ويس خان خالى از مخل و بغايت مطمئن‌خاطر و قوىدل وارد بلدهء سارى و اكابر و اعيان كوهسار و درياكنار مازندران راه‌نورد طريق خدمت‌گارى گردانيده ، از آنجا كه سپهدار لشكر طفلى خردسال و بى وقوف از قواعد محافظت ملك و مال بود جنود معسكر آغاز تركتاز و دست استيلا بر عرض و مال سكان آن كشور بهشت‌نشان دراز كردند . اهالى آن ولايت از كردهء خويش نادم و در دل ديگرباره بعبوديت آقا محمد خان عازم شدند . در آن اوقات مرتضى قلى خان و مصطفى قلى خان برادران آقا محمد خان ترك موافقت برادر كرده و رخ بجانب شيخ ويس خان آورده ، شيخ ويس خان مراتب را بعرض پدر رسانيده ، بموجب ارقام مطاعه مقرر شد كه مشار اليه خود در سارى متوقف و ناحيه داران موفق و افواج لشكر و سپاه با محمد طاهر خان همراه ، بجانب استراباد و سمت آن ناحيه باستعداد روى كرده ، آن ولايت را بحيطهء تسخير و تصرف درآورده ، در استيصال آقا محمد خان خاطرخواه و دل‌خواه برادران را به عمل آورند . شيخ ويس خان بحسب فرمان عمل نمود . محمد طاهر خان با جمعى كثير و فوجى از شيران دلير و دلاوران خصم‌بند عدوگير به طرف مقصود روى جلادت آورده و منزل و مرحلهء طريق مقصود را بپاى عزم طى كرده و چون ببحر رسيد در استحكام جر و تعيين بيله و سنگر كه در آنجا برو واجب بود تهاون ورزيد و از وخامت عاقبت و سوء خاتمت آن تهاون و تعلل غافل گرديده . بدانكه جر مزبور حفره‌ايست بطريق خندق بسيار عميق و آن راهيست بجهة معبر دقيق سلطان جنت مكان شاه عباس صفوى بجهة سد راه تركمان و انسداد طريق سلوك و عبور آن طوايف دزدان حفرهء مذكوره را حفر كرده ، برسم زمين مازندران و قراء آن عرصهء بهشت‌نشان اكنون از اطراف درختان قوى رسته و اشجار ستبر بهم پيوسته ، اغصان متصله بر يك‌ديگر پيوسته ، از هيچ مكان آن در چهار فرسنگى طول بهيچوجه