تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
حضور خورشيد گيتىفروز فروغ دولت در دست سعادت گرفت و يك چند ساعت آن ولايت از مقدم سعادت توأم و رونق گلزار ارم پذيرفت مرة بعد اخرى وحشت بر خاطرشان غالب و مسافرى آن حضرت را مجددا طالب و مواكب ظفر كواكب ديگرباره راه‌نورد آن جانب گشت . مجملا : نگاهبانى حفظ الهى و سردارى لطف حافظ ماه تا ماهى آن حضرت را از شر آن شاه كشور بدخواهى محافظت فرمود و از فيض فضل خويش اين خديو معدلت كيش را زيب‌بخش مسند جهانبانى و يمن افزاى چهار بالش كشورستانى نمود .

بيان احوال آقا محمد خان قاجار و چگونگى استيلاى او بالكاى مازندران و چگونگى آن

داراى دار المرز صحيفهء ورق يعنى كلك گوهر سلك چگونگى اين حكايت را با شرف عبارات بفرح‌آباد اين دفتر فرخنده سير سارى مىگرداند كه : آقا محمد خان قاجار ولد اكبر محمد حسن خان و سه چهار نفر برادران او در دار العلم شيراز سعادت طراز شرف‌اندوز خدمت نواب غفران مآب بوده ، بلوازم خدمت اقدام مىنمودند ، در روزى كه قضيهء هايلهء آن جناب وقوع يافت و روح پرفتوح آن اميدگاه شيخ و شاب ازين عالم خراب روى همت برتافت از اتفاقات آقا محمد خان از شيراز بيرون و به شكار بسوى هامون رفته ، بتماشاى كوه و در و دشت و متوجه گلگشت بود . چون خبر وحشت اثر را مسموع داشت خلاصى خويش را از آن ورطه غنيمت پنداشته ، رايت عزيمت بجانب استراباد و مازندران كه موطن اصلى ايشانست برافراشت و بسرعت برق خاطف و تعجيل ريح عاصف طى مراحل و مواقف نموده ، چون به محل ورامين و ساوچبلاغ رى رسيد اكراد اينانلو را كه بامر نواب غفران مآب مغفرت انتساب در آنجا توقف و توطن داشتند بمواعيد ملك و مال و نويد جاه و جلال با خود برداشته ، روى بمازندران گذاشت . مردم مازندران و اهل آن عرصهء بهشت‌نشان كه در آن اوان واقعهء هايله را شنيده ، بىصاحب گرديده بودند ، سردارى آقا محمد خان را قبول و
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 246 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى