جميع اعزه و اعيان الكاى فارس و خانوارى خوانين و سركردگان و قاطبهء ايلات را از ذكور و اناث و خدم و حشم و جميع اثاثهء دولت نواب غفران مآب را كه در مدت ابتداد آن دولت در شيراز جمع آمده بود برداشته ، روى بدار السلطنهء اصفهان گذاشته ، صيد مراد خان عمزاده خود را كه در حركت بصوب فارس حكومت دار السلطنه داده بود طلب كرده ، حكومت شيراز و ضبط و نسق آن ملك خلد انباز را بقبضهء تصرف او درآورد .
بيان بقيهء احوال على مراد خان بعد از نزول او بدار السلطنهء اصفهان و كيفيت و گزارش آن
بر واقفان رموز دانائى و دانايان مواقف عبارت آرائى پوشيده نماناد كه : على مراد خان بعد از ورود اصفهان و نزول به آن ملك غيرت خلد و جنان بساط مىگسارى و سفرهء بادهخوارى گسترده و رسم جرعهنوشى و شيوهء پيمانهكشى را از حد متعارف فزون كرده ، قاعدهء تازه را مؤسس اساس و كيفيت شرابش هميشه بسرحد نقل حواس بود . كار باده خواريش از رطل و پيمانه بخم و خمخانه رسيده ، غذاى روزش راح ريحانى و طعام شبش عقيق رمانى گرديده ، از غايت ولوع صاف و درد در نظرش يكى و درياها در چشمش اندكى مىنمود و مكرر او را از محفل ديوان چون سبوى باده بدوش و بكرات از بارگاه عز و شان از نشانء مى بىهوش مىبردند . مردمانى كه مشاغل عظيمهء سلطنت براى و روى ايشان تمشيتپذير و مهام كليهء مملكت بيد قدرت آنها صورتگير بود بجهة دوام اقتدار و تشويش سلب اختيار خود او را به شراب مدام تحريص و بمستى صبح و شام تخصيص مىنمودند ، كه دخل و تصرفشان در كليهء امور بىمانع و مداخل باشد و منافع بىمشاركت صاحب دولت بايشان واقع شود ، تا از افراط شراب و تفريط خورد و خواب آن بىنوا بامراض مهلكه مبتلا و بسعى خودپرستى آن بندگان صدرنشين ايوان فنا گشت ، چنان كه مفصل آن نگاشتهء كلك در افشان و زبانزد خامهء شيرينزبان خواهد شد . مختصر سخن :
بعد از آنكه على مراد خان با دوست و دشمن بكام خاطر خويشتن عمل