از شوايب فتن و نوايب زمن آسوده گرديدند و آنچه راقم حروف از حقايق وقايع موصوف و كيفيت تسخير و تصرف آن ملك معروف درين صحيفه ضبط نموده از اغراقات منشيانه و روايت شاعرانه دور و خالى از شوايب نقص و قصورست . زيرا كه آنچه تحرير پذيرفته از زبان صداقت ترجمان سيد رفيع مرتبهء عالىشان جناب قدسى طينت فلاطون زمان حضرت حكمت مرتبه ارسطوروان ، مؤسس مبانى افضال و احسان ، منتظم عقد جواهر نظم و نثر ، وزير بىنظير عهد و عصر ، دوحهء سرابوستان سيادت ، نوباوهء حديقهء شرافت ، ميرزائى ميرزا محمد حسين الحسينى فراهانى طول الله عمره كه بوزارت نواب سپهر ركاب مباهى و در سفر خيريت اثر همراهى و از جزويات و كليات واقعات آگاهى و علم بر حقايق گزارشات كماهى داشته مسموع داشته ، بدون زياده و نقصان اين لئالى منثور برشتهء انتظام كشيده . بر مؤسسان اساس فكر مستقيم و دانايان رموز تواريخ قديم خفى و مستور نخواهد بود كه تصرف و تسخير قلعهء بصره به علت اتصال آن از يك طرف ببحر پرجوش و لجهء رعد خروش و از جانب ديگر بخراب سراى خالى از آب و كثرت ازدحام قبايل و عشاير اعراب بيشمار فزون از حساب و عفونت و وبائيت هوا و اشتعال نواير جانگزاى گرما و هبوب رياح سموم و ساير عيوب مكروه مذموم بجهة هيچ ذى شوكتى ميسر نگرديده ، مگر فرماندهان روم و سپهداران آن مرزوبوم كه مالك جميع آن ولايت بوده ، بولايت بصره نيز حكمرانى مىنموده . در هنگام ظهور ملت حنيف احمدى و زمان طلوع كوكب مسعود مذهب شريف محمدى صلوات الله عليه و آله الامجاد حضرت غالب كل غالب مطلوب كل طالب على بن ابى طالب عليه السلام آن ولايت را مطلع طلوع ماهچهء رايت با سعادت و محل سطوع نور هدايت و ولايت و مشرق فتح و نصرة فرموده ، به قوت بازوى « لافنى » و مفتاح آبروى « هل اتى » و زور سرپنجهء خيبرگشاى قفل نصرة از ابواب آن ولايت گشودند ، ديگر هيچ كشور گشائى تا اين زمان رخنه در آن ولايت ننمود و الحق وقوع اين موهبت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢١٠