قلعهگشاى اين حصار فيروزه فام و اشعهء لشكر سپهدار انجم غلام با كمال عظمت و احتشام پاى بركاب جواد خوشخرام سپهر تيزگام نهاد بجانب شهربند افق خاور عنان سعادت گشاد نواب جوزا ركاب بعزم دخول شهر پاى شوكت بر ركاب دولت نهاده ، بجواد گردون خرام زرينستام عنان سعادت دادند و نواى زرينناى و صداى روئيندراى زلزلهفزاى سپهر مينارنگ و ولولهافكن اساس وجود سكان چين و فرنگ گرديد . شهربند بصره از وصول كوكبهء انجم حشم رشك بيت الضم و فضاى قلعه از ورود بهجت نمود رايات زرين پرچم رشك گلستان ارم شد . معماران لطف و رأفت و كارآزمايان مودت و رحمت به تعمير شكستگىها و مداواى خستگىهاى آن مملكت وسيع الفضا و اهالى آن ديار مسرتافزا كه به علت طول زمان انقلاب و تواتر صدمات و تهاجم لجهء پراضطراب اردوى نصرة انتساب بالضروره راه يافته بود پرداخته و از شربت لطف چنان و داروى ترحمات بىكران درد دل ستمديدگان را قرين صحت ساخته ، بذيل لطف و كرم غبار حوادث از آئينهء خاطر ملهوفين زدوده ، بمرهمكارى سخا و نعم داغ دل داغديدگان را معالجه فرموده ، ابواب هزارگونه بذل انعام و درهاى صد هزار قسم اكرام و احترام بر روى اميدواران گشودند .
مدت چهار ماه آن كشور بهجتپرور مقر كوكبهء اختر حشر و بعد از انقضاى آن مدت بفرمان خديو سليمان حشم و داراى سكندر خدم على محمد خان زند كه درين سفر عزت اثر همراه و استظهار لشكر و سپاه نواب ظهير الدوله بود بحكومت بصره تعيين و فوجى از شيران عرين و نهنگان درياى كين را مأمور خدمت مومى اليه نموده و تتمهء لشكر ظفرپرور و باقى سپاه نصرة اثر را بتوجه صوب اوطان خود رخصت فرموده ، بعزم شرفيابى خدمت برادر سعادت سير منزلبمنزل متوجه دار الملك شيراز و سليمان آقاى حاكم بصره و ولد شيخ درويش و جمعى از اعزه و اعيان بصره نيز در ركاب ظفر لازم ملتزم بودند . بشرف ادراك حضور شهريار گيتىمدار رسيده و در موقف دولت و مقر سعادت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٠٩