تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
برآمده ، اظهار عبوديت و بندگى و ارادت و سرافكندگى كرده ، عريضهء مسكنت‌آميز را مصحوب يكى از آحاد ابناى عشيره ارسال دربار فلك تمثال و ايفاد آن آستان سدره مثال داشته ، موازى چهار هزار نفر شتر با هر شترى دو عدد جوال اشرفى كيسه كرده ، به زبان عرض بنيان تضرع ترجمان آورده بود كه چون قوت بندگان درين وادى غير ذى زرع و بيابان هميشه منحصر در خرماى بصره بوده و عيال و اطفال اين قوم بىسامان كام معيشت ازين متاع برايگان آورده شيرين مىنمودند اكنون كه سد سديد صولت بندگان آن آستان را از تحصيل خرماى رايگان بسته و سرپنجهء شوكت ايشان دست اين جمع پريشان را از دامان شاهدان مقصود گسست استدعا آنكه بكاركنان سركار وسعت‌مدار مقرر شود كه وجوه عنبى را ضبط و شتران را در عوض از خرما بارگيرى و رخصت مراجعت ارزانى دارند . نواب جوزا ركاب كسان او را مشمول عواطف بىكران و مورد عوارف مرحمت و احسان و از بذل انعام وافره و خلاع فاخره فخر امثال و اقران فرموده ، وجوه مرسوله را مردود و ايشان را مرخص و مأدون فرمودند كه شتران خود را بدون مهم‌سازى ثمن گرانبار متاع مقصود و گروهى از تفنگچيان بهرام صولت نيز بهمراهى آنها تعيين و مقرر داشتند كه در بساتين خرما مراقبت احوال آنها بوده ، نگذارند كه از اهل معسكر آفتى به آنها برسد و از هژبران دلاور مخافتى به آنها روى دهد . اين معنى موجب نهايت اميدوارى و باعث كمال خدمت‌گارى آن طايفه گرديده ، روز بروز قوافل آنها بمعسكر نصرة مقر متردد و متحمل حمل انواع شحوم و دسوم و لبنيات و اسباب و آلات و ضروريات معسكر ظفر آيات و باعث ازدياد رونق كار و مورث گرمى بازار شدند . در هنگام محاصره نيز دو سه دفعه دليران خصم‌افكن و دلاوران سنگين دل روئين‌تن بچپاول قبيله‌اى چند از اعراب بهايم وش وحشى مانند كه در فيافى خودسرى باديه‌گرد و در وادى خودروئى صحرانورد بودند گردن بطوق انقياد صاحبان تسلط ننهاده و قرار فرمان‌برى