تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مزاحم احوال و متعرض اسباب و اموالشان نگرديده ، كه برفاه حال بجانب مساكن و مواطن خود استعجال نمايند . نواب استظهار الدوله بنحو مأمول امور آنها را موصول و بر وفق خاطر خواهشان بهژبران گوشه و بيشهء كهن و پلنگان دريا كمين قدغن بليغ فرمودند و صدور جواب عريضه موجب سرور خاطرشان و مشايخ مزبور و فوجى كثير از آحاد جماعت مزبور بادبان توكل و تشبث گشاده ، بناخدائى اشفاق مرحمت مظاهر و معلمى الطاف ضمير بحر تخمير عالى از بحر پرانقلاب درياى پراضطراب معسكر نصرة انتساب رخت هستى بجانب ساحل نجات كشيده ، راه‌نورد بوادى اوطان خود گرديدند . بنى خالد قبيله‌اىاند از قبايل عرب با كثرت بسيار و عدت بىشمار ، از نواحى قطيف تا نواحى بصره توقف دارند و به علت قوت عدت و غلبهء كثرت ايشان نيز هرساله ببساتين بصره شتافته ، از غارت خرما بهره مىيافتند . در اين سال فرخنده فال بىخبر از خواتم احوال نيز همان خيال محال را بخاطر بد خصال منتصب ساختند و با شتران بسيار روى يغماگرى بتاراج خرما گذاشتند . حقيقت اين واقعه بعرض حجاب درگاه فلك ابواب رسيد . حسب الامر اعلى فوجى از گردان دلير و پيلان شيرگير پا بركاب آهوان صحرانورد و غزالان هامون‌گرد نهاده و بر جواد حريف افكنى عنان داده و قبل از آنكه مطاياى آمال آن قوم بىمآل از جنس مقصود گران‌بار گردد بار هستى از دوش بختيان اجساد جمعى كثير برداشته ، آن راه‌نوردان مراحل يغماگرى را رخت جان بتاراج برده ، صحرانورد بيابان فنا و باديه‌گرد فيافى دار البقاشان نمودند . چون جماعت مزبور ديدند كه درين سال بر خلاف سنين سابقه كه موافق و مخالف كام آرزو را از حلاوت خرماى بغارت برده و مذاق اميد را بچاشنى آن متاع برايگان آورده شيرين مىنمودند نخل زياده سرى را جز تلخ كامى ثمرى و از ميوهء نهال مقصود جز مرارت اثرى و دوحهء يغماگرى را به غير از ثمرهء تلخ هلاك حاصل و برى نيست شيخ و رئيس آن جماعت بوسيلهء ذرايع با ضراعت در مقام عجز و استكانت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى