تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
آن در هنگام نيم‌شب غوغاى اهل آن ولايت كه در شناورى برادر مهتر غوك و در بيشه‌گردى شريك غالب خوك ميباشند قليل آذوقه‌اى بمحصورين خواهند رسانيد ، هرشب از اول شام تا آغاز بام جزايريان بهرام انتقام و تفنگچيان كيوان احتشام بر كنار شط شتافته ، در مسافت چهار فرسنگ دوش‌بردوش و پهلوبرپهلو و زانو به زانو نشسته ، راه عبور بر پيك پنهان گرد فكر و خيال و طريق مرور بر جاسوس ره‌نورد طول آمال ميبستند . در شهر بصره از غلات و حبوبات اثرى و در فضاى قلعه از جنس مأكولات جز آوازهء الجوع خبرى نبود . نواير آتش قحط چنان مشتعل گرديد و شعلهء غلا چندان زبانه كشيد كه خرمن ذخاير را برافروخت و نايرهء جوع در كانون طباع آن ولايت از فقرا و اغنيا بمرتبه‌اى سطوع يافت كه مزرع جانها را بشراره بسوخت . صغير و كبير از شدت ناتوانى و الم پريشانى يكباره از دست رفته ، برنا و پير از شوق گردهء نان آفتاب پرست شدند . كار اهل دل بجان و خروش گرسنگان به آسمان رسيد . آتش مطبخها مرده و چراغ دودمانها افسرده ، رخت هستى خاندانها را رهزن تنگدستى بغارت برد . بىنوايان پريشان و پريشانان بىنوا از شدت غلا و بيم بلا توقف را موجب هلاك و رهزن جوع را خونريزى بىباك ديده ، روزبروز دسته‌بدسته آهنگ فرار و روى نياز بدرگاه عاجزنواز نواب سپهدار گردن فراز آورده ، بانواع تفقدات مفتخر و بزرگان آنها باخذ انعام و خلعت و خردان باتيان جيره و مواجب مستظهر و در ظل عاطفت آن جناب كه درماندگان را مفر و راندگان را مقر بود از شوروشر دوران فتنه‌گر آسوده مىگرديدند . شيخ ثوين ولد شيخ عبد الله منقح و شيخ ثامر برادرزادهء او كه بجهه اعانت بصريان در بصره متوقف و محل استظهار آنها بودند عريضه‌اى مبنى بر لوازم عجز و استكانت و ذريعه‌اى مشعر بر مراسم تخشع و ضراعت مرسول خدمت بارگاه بازيافتگان حريم حضرت فلك رفعت داشته و استدعا نموده بودند كه ايشان را از سد سديد مذكور و سنگرهاى غازيان منصور راه عبور داده و از كوه پا برجاى بسنگر مظفر ظفر قعر طريق مرور گشاده ، احدى
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 204 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى