تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اردوى انجم حشر و جمهور آن فوج فزون از اختر را غرق لجهء فنا ميساخت . چون قلزم مواج و بحر ذخار معسكر نصرت امتزاج از شط العرب گذشته ، چون بحر محيط ارض بصره گشتند حاجى ناصر رأس و رئيس محل جزاير بعتبه‌بوسى نواب استظهار الدوله مستظهر گرديد و از بذل خلعت لازم و انعام نوازش ديده ، تعهد نمودند كه اگر رياست جزاير را به او عنايت فرمايند در محافظت سدهاى مزبوره لازمهء احتياط ورزيده و لحظه‌اى شرايط تيقظ غافل نگرديده ، خدمت مزبور را بتقديم رساند . نواب ظهير الدوله باسعاف مطالب و انجاح مآرب مومى اليه فرمان داده ، مدت يكسال متجاوز حاجى مذكور با جمعى كثير از اهل آن ولايات از روى نهايت عقيدت به خدمت موعود قيام و بمتابعت معهود اقدام نموده ، تا نواب جوزا ركاب استظهار الدوله را از كثرت مشاغل اندكى فراغت حاصل و بر سر هرسنگرى فرقه‌اى از مجاهدين و كليطهاى فلك تمكين تعيين يافته ، بجهة محافظت آن حدود شتافتند . ديگر از مؤيدات بخت بلند و مساعدت طالع فيروزمند آنكه : در عرصهء مملكت بصره و ساحت نواحى آنجا هميشه در موسم تابستان كه حدت هوا سوزنده‌تر از آتش و شدت گرما محترق‌تر از شعلهء سركش و سنگ جبال تفتيده‌تر از اخگر و خاك تلال تابنده‌تر از دود و قطرات زلال افروخته‌تر از شرارست بادى از جانب دريا مىوزد مشهور بباد قوس ، چون آه دل دردناك عشاق سوزنده و چون نايرهء پرشوق فراق فروزنده و اهتزاز آن باعث شدت حدت و عفونت هوا و موجب هلاك مردم از سميت گرما و مقدمهء هزارگونه بلا از طاعون و و با ميگردد و هرساله خرمن هستى جمعى كثير از برنا و پير و متوطنين بصره كه در هواى آنجا پرورده و بصاعقه‌بازى سموم جانسوز عادت كرده‌اند در هنگام وزش آن باد آتش‌بار و اشتعال آن آتش پرشرار افروخته ، شعلهء هستى سوخته ميشد ، فكيف كه غربا و عادت‌كردگان اعتدال هوا در آن هواى جان‌گداز زيست توانند نمود ؟ و در زمستان همواره بادى ديگر از طرف شمال در اهتزاز مىآيد
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 193 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى